آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ بهمن ۱۴۰۳

      Perish

      ˈperɪʃ ˈperɪʃ

      گذشته‌ی ساده:

      perished

      شکل سوم:

      perished

      سوم‌شخص مفرد:

      perishes

      وجه وصفی حال:

      perishing

      معنی perish | جمله با perish

      verb - intransitive

      مردن، هلاک شدن، تلف شدن، نابود کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      to perish by the blow of a tomahawk

      با ضربه‌ی تبرزین به هلاکت رسیدن

      many soldiers perished

      سربازان زیادی جان خود را از دست دادند

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Their skeletons too have perished.

      اسکلت‌های آن‌ها نیز نابود شده است.

      recollection of a past long since perished

      خاطرات گذشته‌ای که مدّت‌ها قبل از بین رفته است

      We shall endeavor to insure that freedom shall not perish and that justice shall rule the world.

      ما خواهیم کوشید (که تضمین کنیم) تا آزادی از میان نرود و عدالت در جهان حکم‌فرما باشد.

      If wood is not painted it will perish.

      اگر به چوب رنگ زده نشود، می‌پوسد.

      Belts should be carefully examined for any signs of perishing.

      برای کشف هرگونه نشانه‌ی پوسیدگی باید تسمه‌ها را به‌دقت امتحان کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد perish

      1. verb die, decline, decay
        Synonyms:
        pass away pass on go expire decease depart lose life end bite the dust check out kick the bucket give up the ghost go under buy the farm be killed be destroyed be lost succumb collapse fall disappear vanish rot decay decompose disintegrate crumble break down wither waste od cease demise corrupt
        Antonyms:
        revive give birth

      Idioms

      perish the thought!

      اصلاً فکرش را هم نکنید!، در فکرش نباش (نباشید)!

      سوال‌های رایج perish

      گذشته‌ی ساده perish چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده perish در زبان انگلیسی perished است.

      شکل سوم perish چی میشه؟

      شکل سوم perish در زبان انگلیسی perished است.

      وجه وصفی حال perish چی میشه؟

      وجه وصفی حال perish در زبان انگلیسی perishing است.

      سوم‌شخص مفرد perish چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد perish در زبان انگلیسی perishes است.

      ارجاع به لغت perish

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «perish» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/perish

      لغات نزدیک perish

      • - periscope
      • - periscopic
      • - perish
      • - perish the thought!
      • - perishability
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.