Perish

ˈperɪʃ ˈperɪʃ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    perished
  • شکل سوم:

    perished
  • سوم‌شخص مفرد:

    perishes
  • وجه وصفی حال:

    perishing

معنی و نمونه‌جمله‌ها

verb - intransitive
مردن، هلاک شدن، تلف شدن، نابود کردن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه‌ی ضروری

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
- to perish by the blow of a tomahawk
- با ضربه‌ی تبرزین به هلاکت رسیدن
- many soldiers perished
- سربازان زیادی جان خود را از دست دادند
- Their skeletons too have perished.
- اسکلت‌های آن‌ها نیز نابود شده است.
- recollection of a past long since perished
- خاطرات گذشته‌ای که مدّت‌ها قبل از بین رفته است
- We shall endeavor to insure that freedom shall not perish and that justice shall rule the world.
- ما خواهیم کوشید (که تضمین کنیم) تا آزادی از میان نرود و عدالت در جهان حکم‌فرما باشد.
- If wood is not painted it will perish.
- اگر به چوب رنگ زده نشود، می‌پوسد.
- Belts should be carefully examined for any signs of perishing.
- برای کشف هرگونه نشانه‌ی پوسیدگی باید تسمه‌ها را به‌دقت امتحان کرد.
نمونه‌جمله‌های بیشتر
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد perish

  1. verb die, decline, decay
    Synonyms:
    pass away pass on go expire decease depart lose life end perish bite the dust check out kick the bucket give up the ghost go under buy the farm be killed be destroyed be lost succumb collapse fall disappear vanish rot decay decompose disintegrate crumble break down wither waste OD cease demise corrupt
    Antonyms:
    revive give birth

Idioms

  • perish the thought!

    اصلاً فکرش را هم نکنید!، در فکرش نباش (نباشید)!

ارجاع به لغت perish

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «perish» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/perish

لغات نزدیک perish

پیشنهاد بهبود معانی