آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Lob

lɑːb lɒb

معنی lob | جمله با lob

noun adverb

گوشت یا پوست آویخته، غبغب، چاق‌وچله، چاق، گوشتالو، آدم خپله و سنگین، چیزی را سنگین به زمین زدن، باتنبلی و سنگینی حرکت کردن، خم شدن، به‌آهستگی پرتاب کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

They were lobbing hand grenades at us from the other side of the rock.

آن‌ها از آن‌ طرف صخره نارنجک به‌‌سوی ما به هوا می‌فرستادند.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد lob

ارجاع به لغت lob

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «lob» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/lob

لغات نزدیک lob

پیشنهاد بهبود معانی