آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Shut

      ʃʌt ʃʌt

      گذشته‌ی ساده:

      shut

      شکل سوم:

      shut

      سوم‌شخص مفرد:

      shuts

      وجه وصفی حال:

      shutting

      معنی shut | جمله با shut

      verb - transitive A2

      بستن، برهم نهادن، جوش دادن

      Mehri shut her eyes.

      مهری چشمانش را بست.

      Julie shut the book and got up.

      جولی کتاب را بست و از جا برخاست.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Please shut the door.

      لطفاً در را ببندید.

      I shut the hole with a piece of cloth.

      سوراخ را با یک تکه پارچه مسدود کردم.

      Shut the bottle top tightly.

      در بطری را کیپ کن.

      The bird is shut in a cage.

      پرنده در قفس گرفتار است.

      They shut him in a dungeon.

      او را در دخمه‌ای زندانی کردند.

      verb - transitive

      تعطیل کردن، پایین آوردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The factory has been shut for two years.

      دو سال است که کارخانه تعطیل شده ‌است.

      They shut down universities for two years.

      دانشگاه‌ها را دو سال تعطیل کردند.

      verb - intransitive

      بسته شدن، تعطیل شدن

      adjective

      بسته، مسدود

      a shut window

      پنجره‌ی بسته

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shut

      1. verb close
        Synonyms:
        shut down close down close up seal fasten secure lock exclude enclose confine imprison bar put to push draw fold slam drop the curtain fold up batten down cage wall off
        Antonyms:
        open

      Phrasal verbs

      shut down

      تعطیل کردن، تعطیل شدن

      (ابر یا تاریکی یا مه و غیره) فراگرفتن

      خاموش کردن

      shut in

      محاصره کردن، دور (چیزی را) گرفتن، احاطه کردن

      مسدود کردن، بستن

      shut of

      (محلی) خلاص (از شر چیزی)، رها

      shut off

      منزوی کردن، جدا کردن

      (لوله یا شیر یا مجرا) مسدود کردن، بستن

      shut out

      سد کردن، جلوگیری کردن، راه ندادن

      Phrasal verbs بیشتر

      shut up

      ساکت کردن یا شدن، خفه کردن یا شدن، دهن بستن

      سوال‌های رایج shut

      گذشته‌ی ساده shut چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده shut در زبان انگلیسی shut است.

      شکل سوم shut چی میشه؟

      شکل سوم shut در زبان انگلیسی shut است.

      وجه وصفی حال shut چی میشه؟

      وجه وصفی حال shut در زبان انگلیسی shutting است.

      سوم‌شخص مفرد shut چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد shut در زبان انگلیسی shuts است.

      ارجاع به لغت shut

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «shut» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shut

      لغات نزدیک shut

      • - shush
      • - shushan
      • - shut
      • - shut (or slam) the door on someone's face
      • - shut down
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hibernation high-grade hideout map heter- herding herbal tea hammer away at brake help out helminthology heartiness hear (something) on the grapevine havoc have to اسباب آبشار آب‌نارنج آدامس آدم آن آهنگساز آوارگی آویختن تماشاخانه به کمک به یاد داشتن بهانه گرفتن به طور خلاصه بو کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.