آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Collectivism

kəˈlektɪvɪzm kəˈlektɪvɪzm

معنی collectivism | جمله با collectivism

noun uncountable

جمع‌گرایی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

The country's government was based on collectivism.

حکومت این کشور مبتنی‌‌بر جمع‌گرایی بود.

The success of the project was due to the strong sense of collectivism among the team members

موفقیت پروژه به دلیل حس جمع‌گرایی قوی در بین اعضای تیم بود.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد collectivism

  1. noun soviet communism

لغات هم‌خانواده collectivism

ارجاع به لغت collectivism

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «collectivism» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/collectivism

لغات نزدیک collectivism

پیشنهاد بهبود معانی