آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ فروردین ۱۴۰۳

      Buffer

      ˈbʌfər ˈbʌfə

      شکل جمع:

      buffers

      معنی buffer | جمله با buffer

      noun countable

      سپر، میان‌گیر (چیزی یا کسی که به محافظت از آسیب کمک می‌کند)

      The financial savings acted as a buffer during the unexpected budget crises.

      پس‌اندازهای مالی در طول بحران‌های غیرمنتظره‌ی بودجه به عنوان سپر عمل کرد.

      Emotional support from friends acts as a buffer when dealing with difficult situations.

      حمایت عاطفی دوستان در مواجهه با موقعیت‌های دشوار به عنوان سپر عمل می‌کند.

      noun countable

      سپر (قطار)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      When necessary, additional buffers can be attached to the train for added protection.

      در صورت لزوم، سپرهای اضافی را می‌توان برای محافظت بیشتر به قطار متصل کرد.

      The railway company invested in high-quality buffers to enhance passenger safety.

      شرکت راه‌آهن روی ضربه‌گیرهای با کیفیت بالا برای افزایش ایمنی مسافران سرمایه‌گذاری کرد.

      noun countable uncountable

      شیمی بافر (ماده‌ای که با خنثی کردن اسید و قلیای موجود در محلول موجب تثبیت یون هیدروژن متمرکز در آن می‌شود)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      The buffer is added to the solution to maintain its pH level.

      بافر به محلول اضافه می‌شود تا سطح pH آن حفظ شود.

      The addition of the buffer maintains the desired acidity of the solution.

      افزودن بافر اسیدیته‌ی مورد نظر محلول را حفظ می‌کند.

      noun slang countable

      انگلیسی بریتانیایی قدیمی پیرمرد احمق، فسیل، خرفت

      The buffer hobbled down the street.

      پیرمرد احمق توی خیابون لنگ‌لنگان راه می‌رفت.

      The buffer entertained the children.

      خرفت بچه‌ها رو سرگرم کرد.

      verb - transitive

      میان‌گیری کردن، محافظت کردن (در برابر آسیب)

      The device will buffer against shocks.

      این دستگاه در برابر ضربه میان‌گیری می‌کند.

      They used sandbags to buffer their home from flooding.

      آن‌ها از کیسه‌های شن برای محافظت از خانه‌ی خود در برابر سیل استفاده کردند.

      verb - intransitive verb - transitive

      کامپیوتر در حافظه‌ی موقت ذخیره شدن، در حافظه‌ی موقت ذخیره کردن (داده)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده

      The messages are buffering in the chatroom.

      پیام‌ها در چت‌روم در حافظه‌ی موقت ذخیره می‌شوند.

      When downloading large files, the computer tends to buffer the data to prevent interruptions.

      هنگام دانلود فایل‌های با حجم زیاد، کامپیوتر تمایل دارد داده‌ها را در حافظه‌ی موقت ذخیره کند تا از وقفه جلوگیری شود.

      noun countable

      کامپیوتر میان‌گیر، بافر (حافظه‌‏ای برای ذخیره‌‏سازی موقت داده‌‏ها که برای انتقال داده‌‏ها از دستگاهی به دستگاه دیگر یا از بخشی از رایانه به بخش دیگر آن به کار می‌رود)

      The buffer is designed to prevent data loss.

      بافر برای جلوگیری از از دست رفتن اطلاعات طراحی شده است.

      The buffer is used to temporarily store data before it is processed by the computer.

      از میان‌گیر برای ذخیره‌ی موقت داده‌ها پیش از پردازش توسط رایانه استفاده می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد buffer

      1. noun safeguard
        Synonyms:
        shield defense screen bumper cushion fender safeguard shock absorber bulwark intermediary

      سوال‌های رایج buffer

      شکل جمع buffer چی میشه؟

      شکل جمع buffer در زبان انگلیسی buffers است.

      ارجاع به لغت buffer

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «buffer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/buffer

      لغات نزدیک buffer

      • - buffalo grass
      • - buffalo robe
      • - buffer
      • - buffer area
      • - buffer memory
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.