آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ مهر ۱۴۰۴

      Softly

      ˈsɑːftli ˈsɒftli

      معنی softly | جمله با softly

      adverb B1

      به‌نرمی، با ملایمت، به‌آهستگی، به‌آرامی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      He closed the door softly.

      در را به‌آرامی بست.

      She spoke so softly it was hard to hear her.

      چون آرام صحبت می‌کرد، شنیدن صدایش سخت بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد softly

      1. adverb lightly
        Synonyms:
        gently quietly tenderly smoothly faintly delicately carelessly gradually airily breezily daintily gingerly agilely nimbly

      لغات هم‌خانواده softly

      noun
      softness, softener, softy
      adjective
      soft
      verb - transitive
      soften
      adverb
      softly

      سوال‌های رایج softly

      معنی softly به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «softly» در زبان فارسی به معنای «به آرامی»، «با ملایمت» یا «با نرمی» ترجمه می‌شود.

      این واژه به شیوه‌ای از انجام عمل یا بیان اشاره دارد که با لطافت، بدون خشونت یا شدت زیاد انجام می‌شود. Softly اغلب برای توصیف نحوه‌ی صحبت کردن، حرکت کردن یا انجام کاری به‌کار می‌رود که هدف آن ایجاد آرامش، رعایت ادب یا جلوگیری از آسیب است.

      در گفتار، softly معمولاً نشان‌دهنده‌ی لحنی ملایم و کم‌صدا است. برای مثال، جمله‌ی “She spoke softly to avoid waking the baby” به معنای «او آرام صحبت کرد تا نوزاد را از خواب بیدار نکند» است. این کاربرد نه تنها بر شدت کم صدا تأکید می‌کند، بلکه حاکی از دقت و توجه گوینده به محیط و شرایط اطراف است. صحبت کردن به شکل softly اغلب با حس مهربانی، دلسوزی یا احترام همراه است.

      در حرکت و اعمال فیزیکی نیز softly به معنای انجام کاری با نرمی و دقت است. حرکت آرام دست‌ها، گام برداشتن با قدم‌های ملایم یا لمس یک جسم بدون فشار بیش از حد نمونه‌هایی از این کاربرد هستند. چنین رفتاری نه تنها از آسیب رساندن جلوگیری می‌کند، بلکه حسی از ظرافت و دقت را منتقل می‌سازد. این ویژگی در هنر، موسیقی و رقص نیز اهمیت ویژه دارد، جایی که softly باعث ایجاد لطافت و هماهنگی حرکات می‌شود.

      از منظر ادبی، softly برای خلق فضایی آرام و شاعرانه به کار می‌رود. نویسندگان و شاعران با استفاده از این واژه، حس نرمی، مهربانی یا سکوت دلنشین را در ذهن خواننده تداعی می‌کنند. به‌عنوان مثال، توصیف باد یا نور صبحگاهی که «softly» بر چهره‌ی شخصیت‌ها می‌تابد، به انتقال احساس آرامش و لطافت محیط کمک می‌کند.

      softly فراتر از معنای صرفاً «آرام» بودن است؛ این واژه بیانگر توجه، دقت و احترام به محیط و دیگران است. انجام کار یا سخن گفتن softly نشانه‌ای از ظرافت، حساسیت و هماهنگی با محیط است و یادآور این نکته است که شدت و خشونت همیشه لازم نیست و گاهی آرامش و ملایمت بیشترین تأثیر را دارند.

      ارجاع به لغت softly

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «softly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/softly

      لغات نزدیک softly

      • - softheaded
      • - softhearted
      • - softly
      • - softness
      • - software
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.