آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ آذر ۱۴۰۴

      AD

      æd æd æd æd

      شکل جمع:

      ads

      معنی AD | جمله با AD

      noun adjective abbreviation countable informal A1

      (ad) (advertisement) آگهی، تبلیغات، تبلیغاتی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      newspapers ads

      آگهی‌های روزنامه

      TV ads

      تبلیغات تلویزیونی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He appeared in an ad for fizzy drinks.

      او در آگهی نوشیدنی‌های گازدار دیده شد.

      the ad campaign

      کمپین (=پویش) تبلیغاتی

      ad budget

      بودجه‌ی تبلیغاتی

      abbreviation

      (A.D./AD) (Anno Domini) پس از میلاد (مسیح)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The Roman empire ended in A.D. 476.

      امپراتوری روم در سال ۴۷۶ میلادی (=پس از میلاد) فروپاشید.

      during the seventh century AD

      در طول قرن هفتم پس از میلاد

      noun abbreviation uncountable

      پزشکی (AD) (Alzheimer's disease) بیماری آلزایمر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      AD is thought to be caused by the abnormal build-up of proteins in and around brain cells.

      تصور می‌شود که بیماری آلزایمر ناشی از تجمع غیرطبیعی پروتئین‌ها در داخل و اطراف سلول‌های مغزی است.

      AD is the most common type of dementia.

      بیماری آلزایمر شایع‌ترین نوع زوال عقل است.

      noun abbreviation

      (AD) (active duty) (خدمت) تمام‌وقت (به‌ویژه پلیس یا نیروهای مسلح)

      an AD soldier

      سرباز تمام‌وقت

      AD personnel

      پرسنل تمام‌وقت

      abbreviation

      اقتصاد (a/d یا A/D) (after date) تاریخ پس از تاریخ سررسید برات

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      six months after date

      شش ماه پس از تاریخ سررسید برات

      long after date

      تاریخ طولانی‌مدت سررسید برات

      noun abbreviation countable

      (AD) (airworthiness directive) دستورالعمل صلاحیت پرواز

      Emergency ADs

      دستورالعمل‌های صلاحیت پرواز اضطراری

      Aircraft owners and operators are responsible for ensuring compliance with the requirements of all ADs that apply to their aircraft.

      مالکان و بهره‌برداران هواپیما مسئول اطمینان از رعایت الزامات همه‌ی دستورالعمل‌های صلاحیت پرواز هستند که در مورد هواپیمای آن‌ها اعمال می‌شود.

      noun abbreviation countable

      سینما و تئاتر (AD) (assistant director) دستیار کارگردان

      The role of an AD on a film includes tracking daily progress against the filming production schedule, checking cast and crew, and maintaining order on the set.

      نقش دستیار کارگردان در فیلم مشتمل بر پیگیری پیشرفت روزانه نسبت به برنامه‌ی تولید فیلم، بررسی بازیگران و گروه و برقراری نظم است.

      1st AD

      دستیار اول کارگردان

      noun abbreviation countable

      (AD) (athletic director) مدیر ورزشی

      A bachelor's degree in Sport Management is the stepping stone that you need in order to begin your career as an AD.

      مدرک کارشناسی مدیریت ورزشی قدم اول و سنگ‌بنایی است که برای شروع کار خود به‌عنوان مدیر ورزشی به آن نیاز دارید.

      An AD oversees the work of coaches and staff in athletic programs.

      مدیر ورزشی بر کار مربیان و کارکنان در برنامه‌های ورزشی نظارت می‌کند.

      abbreviation

      پزشکی لاتین (AD) (auris dextra/right ear) گوش راست (به‌ویژه در شنوایی‌شناسی و در نوشتن نسخه‌های پزشکی از آن استفاده می‌شود)

      Instill 2 drops AD daily.

      هر روز دو قطره در گوش راست بریزید.

      wounds of AD

      زخم‌های گوش راست

      abbreviation

      تکنولوژی (A/D) (analog/digital) آنالوگ یا دیجیتال

      A/D system

      سیستم آنالوگ یا دیجیتال

      A/D signals

      سیگنال‌های آنالوگ یا دیجیتال

      abbreviation prefix

      لاتین به

      ad out

      به نفع دریافت‌کننده‌ی سرویس

      ad in

      به نفع کسی که سرویس می‌زند

      abbreviation prefix

      لاتین پیشوند قیدساز یا اسم‌ساز

      cephalad

      متمایل به‌طرف سر

      bromeliad

      گونه‌های مختلف آناناسیان (=خانواده‌ی آناناس)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد AD

      1. noun advertisement
        Synonyms:
        announcement promotion notice commercial flyer plug endorsement circular

      سوال‌های رایج AD

      شکل جمع AD چی میشه؟

      شکل جمع AD در زبان انگلیسی ads است.

      ارجاع به لغت AD

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «AD» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ad

      لغات نزدیک AD

      • - acyloin
      • - acyrology
      • - AD
      • - ad agency
      • - ad astra per aspera
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.