با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Liable

ˈlaɪəbl ˈlaɪəbl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more liable
  • صفت عالی:

    most liable
  • adjective
    مسئول، مشمول
    • - He claimed that he was not liable for his wife's debts.
    • - او ادعا کرد که پاسخگوی بدهی‌های زنش نیست.
    • - The driver may be liable for anything that happens to the passengers.
    • - مسئولیت هر اتفاقی که برای مسافران پیش آید، ممکن است به گردن راننده بیفتد.
    • - liable to the driving laws of this state
    • - مشمول قوانین رانندگی این کشور
    • - liable to the death penalty
    • - مشمول مجازات اعدام
    • - liable to a heavy fine
    • - مشمول جریمه‌ی سنگین
    • - liable to a heart attack
    • - مستعد حمله‌ی قلبی
    • - liable to be hurt
    • - در معرض صدمه دیدن
    • - These prices are liable to fluctuate.
    • - این قیمت‌ها احتمالاً نوسان خواهد کرد.
    • - These words are liable to cause hard feelings.
    • - این حرفها ممکن است موجب رنجش بشود.
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد liable

  1. adjective answerable, responsible
    Synonyms: accountable, amenable, bound, chargeable, obligated, subject, tied
    Antonyms: excusable, freed, irresponsible, unaccountable
  2. adjective open, likely
    Synonyms: apt, assailable, attackable, beatable, conquerable, disposed, exposed, given, inclined, in danger, penetrable, prone, sensitive, subject, susceptible, tending, verisimilar, vincible, vulnerable
    Antonyms: immune, unlikely

Collocations

ارجاع به لغت liable

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «liable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/liable

لغات نزدیک liable

پیشنهاد و بهبود معانی