۷۰٪ تخفیف تا پایان اسفند - اشتراک یک‌ساله‌ی هوش مصنوعی 💚

Purulence

American: ˈpjʊərələns British: ˈpjʊərələns
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
ریم، آلودگی، زخم چرکی، چرک‌داری

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد purulence

  1. noun symptom of being purulent (containing or forming pus)
    Synonyms:
    purulency
  1. noun a fluid product of inflammation
    Synonyms:
    pus festering suppuration sanies ichor

ارجاع به لغت purulence

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «purulence» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/purulence

لغات نزدیک purulence

پیشنهاد بهبود معانی