آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ مهر ۱۴۰۴

      Roundabout

      ˈraʊndəbaʊt ˈraʊndəbaʊt

      شکل جمع:

      roundabouts

      معنی roundabout | جمله با roundabout

      noun countable A2

      انگلیسی بریتانیایی فلکه، میدان

      roundabout, فلکه، میدان

      در انگلیسی آمریکایی از traffic circle استفاده می‌شود.

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      There was a beautiful fountain in the center of the roundabout.

      در وسط میدان فواره‌ی زیبایی قرار داشت.

      The roundabout near my house is always congested.

      فلکه‌ی نزدیک خانه‌ی من همیشه شلوغ است.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی چرخ‌وفلک (نام وسیله‌‌ی بازی برای کودکان است که در آن صندلی‌هایی وجود دارد و به‌طور افقی می‌چرخد)

      roundabout, چرخ‌وفلک (نام وسیله‌‌ی بازی برای کودکان است که در آن صندلی‌هایی وجود دارد و به‌طور افقی می‌چرخد)

      در انگلیسی آمریکایی از merry-go-round استفاده می‌شود.

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      The children took turns sitting on the roundabout and spinning around.

      بچه‌ها به‌نوبت در مری‌گوراند می‌نشستند و دور خود می‌چرخیدند.

      The children laughed as they spun around on the roundabout.

      بچه‌ها در حین چرخیدن در مری‌گوراند خندیدند.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی کاروسل، اسب چرخان (نام وسیله‌‌ی بازی برای کودکان است که در آن چندین اسب تکان‌دهنده وجود دارد و به‌طور افقی می‌چرخد)

      roundabout, کاروسل، اسب چرخان (نام وسیله‌‌ی بازی برای کودکان است که در آن چندین اسب تکان‌دهنده وجود دارد و به‌طور افقی می‌چرخد)

      در انگلیسی آمریکایی از carousel استفاده می‌شود.

      The roundabout at the playground was painted with bright colors.

      اسب چرخان زمین بازی با رنگ‌های روشن رنگ‌آمیزی شده بود.

      The children eagerly lined up to ride the colorful roundabout.

      بچه‌ها با اشتیاق صف کشیدند تا کاروسل رنگارنگ سوار شوند.

      adjective

      غیرمستقیم، انحرافی، پیچیده، با ایهام

      The roundabout explanation from the mechanic left me feeling confused about what was wrong with my car.

      توضیح غیرمستقیم ازطرف مکانیک باعث شد که در مورد مشکل ماشینم گیج شوم.

      His story was so roundabout that it confused everyone.

      داستانش آن‌قدر پیچیده بود که همه را گیج کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      roundabout answers

      جواب‌های گریز‌آمیز

      noun countable

      پوشاک کت کوتاه (و تنگ) (مردانه و پسرانه)

      The young boy was excited to wear his new roundabout.

      پسر جوان از پوشیدن کت کوتاه جدیدش هیجان‌زده بود.

      He wore a roundabout that accentuated his slim figure.

      کت کوتاهی پوشیده بود که اندام باریک او را برجسته می‌کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد roundabout

      1. adjective indirect
        Synonyms:
        devious evasive ambiguous oblique circuitous meandering discursive tortuous circular circumlocutory collateral deviating obliquitous periphrastic taking the long way
        Antonyms:
        direct straightforward honest

      سوال‌های رایج roundabout

      شکل جمع roundabout چی میشه؟

      شکل جمع roundabout در زبان انگلیسی roundabouts است.

      ارجاع به لغت roundabout

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «roundabout» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/roundabout

      لغات نزدیک roundabout

      • - round-the-clock
      • - round-tripper
      • - roundabout
      • - rounded
      • - roundel
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.