آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۳ مرداد ۱۴۰۴

      بیهوش کردن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / bihoosh kardan /

      to anaesthetize, to make unconscious, to anaesthetize

      to anaesthetize

      to make unconscious

      to anaesthetize

      از هوش بردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      پزشک قبل از جراحی بیمار را بیهوش خواهد کرد.

      The doctor will anaesthetize the patient before the surgery.

      دامپزشک قبل از انجام جراحی سگ را بیهوش خواهد کرد.

      The veterinarian will anaesthetize the dog before performing the operation.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج بیهوش کردن

      بیهوش کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «بیهوش کردن» در زبان انگلیسی به to anesthetize یا to render unconscious ترجمه می‌شود.

      «بیهوش کردن» به عملی گفته می‌شود که طی آن فرد یا حیوان به صورت موقت از هوشیاری خارج می‌شود، به طوری که توانایی واکنش به محرک‌ها و احساس درد را ندارد. این حالت معمولاً به منظور انجام جراحی، معالجه‌های پزشکی یا جلوگیری از درد و استرس در شرایط خاص ایجاد می‌شود. بیهوش کردن می‌تواند به روش‌های مختلفی انجام شود که شامل استفاده از داروهای بیهوشی موضعی یا عمومی، گازهای بیهوشی یا روش‌های فیزیکی محدودکننده است.

      در پزشکی، بیهوش کردن یکی از فرآیندهای حیاتی و کنترل شده است که توسط متخصصان بیهوشی انجام می‌گیرد. هدف از این کار، ایجاد شرایطی امن و راحت برای بیمار هنگام انجام عمل جراحی یا درمان‌های تهاجمی است. داروهای بیهوشی با تأثیر بر سیستم عصبی مرکزی، هوشیاری و حس درد را موقتاً از بین می‌برند و پس از پایان عمل، به تدریج اثر آن‌ها کاهش یافته و فرد به حالت هوشیار بازمی‌گردد.

      از لحاظ علمی و فیزیولوژیکی، بیهوش کردن باعث تغییر در عملکرد مغز و اعصاب می‌شود که در نتیجه آن، پاسخ‌های حسی و حرکتی کاهش یافته و فرد به طور کامل در حالت خواب مصنوعی قرار می‌گیرد. این فرآیند نیازمند نظارت دقیق و کنترل علائم حیاتی مانند تنفس، ضربان قلب و فشار خون است تا از بروز عوارض جلوگیری شود و سلامتی بیمار حفظ گردد.

      علاوه بر کاربردهای پزشکی، مفهوم «بیهوش کردن» گاهی در شرایط غیرپزشکی نیز به کار می‌رود، مانند استفاده در موقعیت‌های اضطراری برای کنترل فرد یا حیوان آسیب‌دیده یا خطرناک. در این موارد، بیهوش کردن موقت با هدف حفظ امنیت و جلوگیری از آسیب‌های بیشتر انجام می‌شود و باید با دقت و توسط افراد متخصص صورت گیرد.

      «بیهوش کردن» عملی پزشکی و فنی است که به واسطه آن، فرد یا حیوان به طور موقت هوشیاری خود را از دست می‌دهد تا امکان انجام درمان یا مداخله فراهم شود. این واژه نمادی از کنترل دقیق و تخصصی در زمینه سلامت و پزشکی است که با هدف بهبود شرایط بیمار و کاهش درد و ناراحتی انجام می‌گیرد و اهمیت بالایی در مراقبت‌های درمانی دارد.

      ارجاع به لغت بیهوش کردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «بیهوش کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/بیهوش کردن

      لغات نزدیک بیهوش کردن

      • - بیهوش
      • - بیهوش شدن
      • - بیهوش کردن
      • - بیهوش کردن با کلروفرم
      • - بیهوشی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      paltry fly in the ointment bawl out cast-off pre-exist x-ray bow-legged fat-witted best-seller high-flown close-fitting riff-raff half-hearted non-cooperation extraneous خوابگردی خوداتکایی شترمرغ اهداف شبیه خاورمیانه تصنیف درق درخواست درخواست کتبی دگرگرایی راضی کردن خیارشور روباه‌صفت لباس‌کار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.