آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۳ مرداد ۱۴۰۴

      بی‌تربیت به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / bitarbiyat /

      rude, impolite, impudent, unmannerly, discourteous, ill-bred, cad, uncivil, insolent

      rude

      impolite

      impudent

      unmannerly

      discourteous

      ill-bred

      cad

      uncivil

      insolent

      بی‌ادب، گستاخ

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      پیشخدمت بی‌تربیت نظر گستاخانه‌ای درمورد سفارشمان داد.

      The impolite waiter made a rude comment about our order.

      کودک بی‌تربیت در رستوران غیرقابل‌تحمل بود.

      The ill-bred child at the restaurant was unbearable.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      مشتری بی‌تربیت بی‌دلیل سر صندوقدار داد زد.

      The rude customer yelled at the cashier for no reason.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد بی‌تربیت

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بی‌ادب بی‌پرنسیپ بی‌دیسیپلین بی‌فرهنگ بی‌نزاکت عامی گستاخ نامودب
      متضاد:
      باتربیت مودب

      سوال‌های رایج بی‌تربیت

      بی‌تربیت به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «بی‌تربیت» در زبان انگلیسی به ill-mannered یا rude ترجمه می‌شود. واژه‌ی ill-mannered بیشتر به نداشتن آداب اجتماعی و رفتار ناپسند اشاره دارد، در حالی که rude بار معنایی شدیدتری دارد و معمولاً برای توصیف رفتار توهین‌آمیز یا زننده به‌کار می‌رود.

      بی‌تربیت صفتی است که به فردی نسبت داده می‌شود که در رفتار و گفتار خود رعایت ادب، احترام و آداب اجتماعی را نمی‌کند. چنین فردی ممکن است در حضور دیگران از واژگان ناپسند استفاده کند، بدون اجازه صحبت دیگران را قطع کند، به بزرگ‌ترها بی‌احترامی کند یا رفتارهایی از خود نشان دهد که با هنجارهای پذیرفته‌شده‌ی اجتماعی در تضاد است. در بسیاری از فرهنگ‌ها، بی‌تربیتی رفتاری ناپسند و نشانه‌ی ضعف شخصیت یا نبود آموزش مناسب خانوادگی و اجتماعی تلقی می‌شود.

      در خانواده و محیط آموزشی، تربیت یکی از پایه‌های اصلی رشد شخصیت فرد است. فردی که از کودکی در محیطی پر از احترام، گفت‌وگوی سالم و الگوهای رفتاری مناسب رشد کرده باشد، معمولاً رفتاری مؤدبانه و محترمانه از خود بروز می‌دهد. در مقابل، کسی که دچار کم‌توجهی یا بدرفتاری اطرافیان بوده یا در محیطی بدون نظم و انضباط رشد یافته، ممکن است الگوهای بی‌تربیتی را آموخته و در رفتار اجتماعی‌اش منعکس کند. بنابراین، بی‌تربیتی پدیده‌ای است که می‌تواند حاصل شرایط محیطی، کمبود آموزش یا حتی آسیب‌های روانی باشد.

      در روابط اجتماعی، رفتار بی‌تربیت‌گونه می‌تواند به‌شدت آسیب‌زا باشد. چنین رفتاری باعث ایجاد فاصله، رنجش و حتی قطع رابطه میان افراد می‌شود. در محیط‌های رسمی، مانند محل کار یا فضاهای عمومی، بی‌تربیتی می‌تواند به تخریب وجهه فرد، کاهش فرصت‌های شغلی یا طرد اجتماعی منجر شود. به همین دلیل، کنترل هیجانات، رعایت ادب و یادگیری آداب اجتماعی از جمله مهارت‌های کلیدی زندگی محسوب می‌شوند که تأثیر مستقیمی بر کیفیت تعاملات انسانی دارند.

      در زبان و فرهنگ فارسی، واژه‌ی بی‌تربیت صرفاً به معنای بی‌ادبی نیست، بلکه گاه معنایی وسیع‌تر دارد و به کسی اشاره می‌کند که اصول ابتدایی رفتار محترمانه، آداب معاشرت و مسئولیت‌پذیری را نمی‌داند یا رعایت نمی‌کند. در ادبیات محاوره‌ای، این واژه گاهی با بار احساسی یا سرزنش‌آمیز استفاده می‌شود، به‌ویژه زمانی که فردی برخلاف انتظارهای اجتماعی یا فرهنگی رفتار می‌کند. این گستره‌ی معنایی، واژه‌ی بی‌تربیت را به مفهومی فرهنگی و چندلایه تبدیل کرده است.

      با وجود بار منفی آن، بی‌تربیتی پدیده‌ای قابل اصلاح است. بسیاری از رفتارهای بی‌تربیتانه از روی ناآگاهی یا تقلید شکل می‌گیرند، نه از روی نیت بد. با آموزش مهارت‌های ارتباطی، الگوسازی صحیح، گفت‌وگو و بازخورد سازنده، می‌توان به اصلاح این رفتارها کمک کرد. جامعه‌ای که به جای طرد، به آموزش و پرورش مجدد تأکید کند، می‌تواند از رفتارهای ناپسند اجتماعی بکاهد و بستری برای رشد شخصیت‌های مؤدب، مسئول و متعهد فراهم آورد.

      ارجاع به لغت بی‌تربیت

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «بی‌تربیت» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/بی‌تربیت

      لغات نزدیک بی‌تربیت

      • - بی‌تدبیر
      • - بی تدبیرانه
      • - بی‌تربیت
      • - بی‌تربیتی
      • - بی ترتیب
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.