آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ شهریور ۱۴۰۴

      Dom

      dɑm dɒm

      معنی Dom | جمله با Dom

      noun

      دین دام (عنوان برخی راهبان و کشیشان)

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      Dom Francis dedicated his life to serving God and the brethren.

      دام فرانسیس زندگی‌اش را وقف خدمت به خدا و برادران کرد.

      Dom Thomas led the evening prayers with a serene voice.

      دام توماس نماز عصر را با صدایی آرام اقامه کرد.

      noun

      دُن (عنوان پیشوند نام مسیحی اشخاص برجسته در برزیل و پرتغال)

      Dom Pedro was a respected nobleman in Portuguese society.

      دُن پدرو نجیب‌زاده‌ای محترم در جامعه‌ی پرتغال بود.

      The coronation of Dom João marked the beginning of a new era for Brazil.

      تاج‌گذاری دُن ژوآئو آغاز دوره‌ی جدیدی برای برزیل بود.

      abbreviation

      خانگی، داخلی

      شکل کامل: domestic

      His dom dog is well-trained and obedient.

      سگ خانگی او به‌خوبی آموزش‌دیده و مطیع است.

      The airline offers both dom and international flights.

      این شرکت هواپیمایی هم پروازهای داخلی و هم بین‌المللی ارائه می‌دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      my dom cat

      گربه‌ی خانگی من

      abbreviation

      برجسته

      شکل کامل: dominant

      The dom player on the team scored the winning goal.

      بازیکن برجسته‌ی این تیم گل پیروزی را به ثمر رساند.

      She has a dom personality.

      شخصیت برجسته‌ای دارد.

      abbreviation

      سلطه

      شکل کامل: dominion

      The CEO's dom extended across multiple industries.

      سلطه‌ی مدیرعامل بر چندین صنعت گسترش یافت.

      They lived under the dom of a powerful empire for centuries.

      آن‌ها قرن‌ها تحت سلطه‌ی امپراتوری قدرتمندی زندگی می‌کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the queen's dom over her subjects

      سلطه ملکه بر رعایایش

      suffix

      (dom-) -نشین

      The people of the dukedom celebrated the coronation of their new duke.

      مردم این دوک‌نشین تاج‌گذاری دوک جدید خود را جشن گرفتند.

      The dukedom was a symbol of power and authority.

      دوک‌نشین نماد قدرت و اقتدار بود.

      suffix

      (dom-) قلمرو

      The kingdom's borders were guarded.

      از مرزهای قلمرو پادشاهی محافظت می‌شد.

      The kingdom was one of the largest in medieval Europe.

      این پادشاهی، یکی از بزرگ‌ترین‌ها در اروپای قرون وسطی بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the citizens of the kingdom

      شهروندان قلمرو پادشاهی

      suffix

      (dom-) حالت یا واقعیت موجود

      Freedom is the cornerstone of democracy.

      آزادی سنگ بنای دموکراسی است.

      After years of oppression, they finally tasted the sweetness of freedom.

      آن‌ها پس از سال‌ها سرکوب، سرانجام طعم شیرینی آزادی را چشیدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت Dom

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «Dom» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dom

      لغات نزدیک Dom

      • - dolt
      • - doltish
      • - Dom
      • - dom rep
      • - domain
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.