Contributory

kənˈtrɪbjətɔːri kənˈtrɪbjətri
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

noun adjective
کمک‌کننده، موجب، خراج‌گذار

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
- contributory factors
- عوامل کمک‌کننده
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد contributory

  1. adjective giving or able to give help or support
    Synonyms:
    supportive assistant auxiliary ancillary subsidiary accessory collateral intestate testamentary
  1. adjective tending to contribute to a result
    Synonyms:
    contributing conducive contributive tributary

لغات هم‌خانواده contributory

  • adjective
    contributory

ارجاع به لغت contributory

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «contributory» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/contributory

لغات نزدیک contributory

پیشنهاد بهبود معانی