آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

      Above

      əˈbʌv əˈbʌv

      معنی above | جمله با above

      adverb preposition A1

      بالا، در بالا، بالای، فراز، درفراز، بالای سر، طبقه‌ی بالا، درآسمان، به بهشت، متجاوز از

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      He lay down and looked at the branches above.

      او دراز کشید و به شاخه‌های بالای سرش نگاه کرد.

      The stairway leading above.

      پلکانی که به طبقه‌ی بالا می‌رود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a gift from above

      یک هدیه‌ی آسمانی

      The house above the high hill.

      خانه‌ای که در بالای تپه‌ی مرتفع قرار دارد.

      Young birds are light brown above.

      بالای بدن پرندگان جوان قهوه‌ای کمرنگ است.

      fifty and above

      متجاوز از پنجاه، پنجاه و بیشتر

      a room above-stairs

      اتاقی در بالاخانه

      noun plural

      بهشت، آسمان، جهان باقی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      those living and those gone above

      آنانکه زنده‌اند و آنانکه به جهان باقی شتافته‌اند

      noun plural

      مافوق، ارشد، بالا مقام، بالادست

      A colonel is above a major.

      یک سرهنگ مافوق یک سرگرد است.

      adjective

      نام برده، سابق‌الذکر، فوق‌الذکر، بالاتر، واقع در بالا

      The above is the owner of the horse.

      شخص نام‌برده مالک آن اسب است.

      He is above suspicion.

      در مورد او سوءظن روا نیست.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He is above taking profits for himself.

      او کسی نیست که منافع را به جیب بزند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد above

      1. preposition higher in position
        Synonyms:
        over on upon high aloft raised overhead atop beyond superior
        Antonyms:
        below under
      1. preposition more, higher in amount, degree
        Synonyms:
        over greater than larger than exceeding beyond
        Antonyms:
        less fewer below deficient
      1. preposition superior to
        Synonyms:
        before prior to beyond exceeding surpassing superior to
        Antonyms:
        under inferior

      Collocations

      above average

      بالاتر از میانگین، بالاتر از حد متوسط

      above-mentioned

      مذکور در فوق، نام‌برده، فوق‌الذکر

      abovestairs

      طبقه بالا

      above and beyond

      ماورای، فراتر از، فراتر از انتظار، ماورای باور

      Idioms

      above all

      از همه مهمتر، مافوق همه

      above and beyond

      ماورای، فراتر از، فراتر از انتظار، ماورای باور

      سوال‌های رایج above

      معنی above به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «above» در زبان فارسی به «بالا»، «بالای» یا «فوق» ترجمه می‌شود.

      «Above» یکی از کلمات پرکاربرد در زبان انگلیسی است که برای نشان دادن موقعیت مکانی یا درجه‌ای بالاتر نسبت به چیزی دیگر به کار می‌رود. این واژه می‌تواند به صورت حرف اضافه، قید یا صفت در جمله ظاهر شود و به معنای قرار داشتن در ارتفاع بالاتر یا موقعیت برتر باشد. برای مثال جمله «The picture hangs above the fireplace» یعنی «تابلو بالای شومینه آویزان است» نشان‌دهنده موقعیت مکانی دقیق است.

      از نظر مکانی، «above» بیانگر فاصله‌ای عمودی و نسبتاً مستقیم است که یک شیء یا نقطه را نسبت به دیگری بالاتر قرار می‌دهد، بدون اینکه الزاماً تماس فیزیکی بین آن‌ها وجود داشته باشد. این تفاوت مهمی است که «above» را از واژه‌ای مانند «on» متمایز می‌کند؛ چرا که «on» بیشتر برای تماس مستقیم و قرار گرفتن روی سطح به کار می‌رود، در حالی که «above» صرفاً نشان‌دهنده ارتفاع یا موقعیت بالاتر است.

      در کاربردهای انتزاعی‌تر، «above» می‌تواند به معنای «فوق» یا «برتر» نیز به کار رود، مثلاً وقتی می‌گوییم «above average» یعنی «بالاتر از متوسط». این معنا در زمینه‌هایی مانند توصیف کیفیت، رتبه‌بندی، یا مقدارها بسیار متداول است و نشان‌دهنده وضعیت یا سطح بالاتری نسبت به معیار یا استانداردی معین است.

      در ادبیات و گفتار روزمره، «above» به عنوان ابزاری برای ایجاد توصیف‌های دقیق و شفاف درباره موقعیت‌ها، روابط یا مقایسه‌ها استفاده می‌شود. این کلمه به خواننده یا شنونده کمک می‌کند تا فضای سه‌بعدی و سلسله‌مراتبی موقعیت‌ها را بهتر درک کند و تصویری روشن‌تر از مکان یا درجه موضوع داشته باشد.

      «above» با گستردگی کاربردهای خود، نقش مهمی در انتقال مفاهیم فضایی و انتزاعی ایفا می‌کند. آشنایی با معانی و نحوه استفاده از آن، توانایی فرد را در بیان موقعیت‌ها و مقایسه‌های پیچیده افزایش می‌دهد و به غنای زبان و ارتباطات روزمره و تخصصی می‌افزاید. این کلمه به‌خصوص در متون علمی، فنی و توصیفی از اهمیت بالایی برخوردار است.

      ارجاع به لغت above

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «above» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/above

      لغات نزدیک above

      • - about to happen
      • - about-face
      • - above
      • - above (or below) the salt
      • - above all
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.