شکل جمع:
facialsآرایش و پیرایش پزشکی فیشال، پاکسازی پوست
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
She always feels refreshed and rejuvenated after getting a professional facial.
او همیشه بعداز انجام یک فیشال حرفهای احساس شادابی و جوانی میکند.
The efficacy of regular facial treatments in maintaining epidermal health and preventing premature aging is a subject of ongoing dermatological research.
اثربخشی درمانهای منظم فیشال در حفظ سلامت اپیدرم و جلوگیری از پیری زودرس، موضوع تحقیقات جاری در زمینهی پوست است.
I'm going to treat myself to a relaxing facial this afternoon.
امروز بعدازظهر میخواهم خودم را به یک فیشال آرامشبخش مهمان کنم.
کالبدشناسی مربوط به صورت، مربوط به چهره
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کالبدشناسی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Research indicates that certain neurological conditions can manifest through observable facial tics.
تحقیقات نشان میدهد که برخی از بیماریهای عصبی میتوانند ازطریق تیکهای قابل مشاهدهی صورت بروز پیدا کنند.
The student needs to describe the facial anatomy of different animal species for their presentation.
دانشجو باید آناتومی صورت گونههای مختلف حیوانات را برای ارائهی خود توصیف کند.
The twins had exactly the same facial features.
ترکیب صورت دوقلوها کاملاً یکجور بود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «facial» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/facial