آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ آذر ۱۴۰۴

      Adjunct

      ˈædʒʌŋkt ˈædʒʌŋkt

      شکل جمع:

      adjuncts

      معنی adjunct | جمله با adjunct

      noun countable formal

      ضمیمه، متمم، پیوست، چیز وابسته، افزوده، مکمل

      Meditation can act as an adjunct to therapy by reducing stress levels.

      مدیتیشن می‌تواند با کاهش سطح استرس، به‌عنوان مکملی برای درمان عمل کند.

      He used charts as an adjunct to his presentation to make the data clearer.

      او از نمودارها به‌عنوان افزوده‌ای در ارائه‌اش استفاده کرد تا داده‌ها واضح‌تر شوند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She did not want to be a mere adjunct to men.

      آن زن نمی‌خواست فقط دستیار مردان باشد.

      a teacher's adjunct

      کمک معلم

      noun countable

      زبان‌شناسی قید یا عبارت افزوده به جمله

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Many English learners confuse adjuncts with obligatory adverbials.

      بسیاری از زبان‌آموزان انگلیسی، قیدهای افزوده را با قیدهای اجباری اشتباه می‌گیرند.

      Time and place expressions often appear as adjuncts in everyday sentences.

      عبارات زمانی و مکانی اغلب به‌عنوان عنصر افزوده در جمله‌های روزمره ظاهر می‌شوند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      meter and rhyme are not mere adjuncts of poetry

      وزن و قافیه بخش فرعی شعر نیست

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد adjunct

      1. noun addition; help
        Synonyms:
        supplement addition accessory help partner associate complement detail auxiliary appendage appendix addendum appurtenance
        Antonyms:
        subtraction lessening detriment

      سوال‌های رایج adjunct

      شکل جمع adjunct چی میشه؟

      شکل جمع adjunct در زبان انگلیسی adjuncts است.

      ارجاع به لغت adjunct

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «adjunct» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/adjunct

      لغات نزدیک adjunct

      • - adjudication
      • - adjudicator
      • - adjunct
      • - adjunction
      • - adjunctive
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.