فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Disharmony

dɪsˈhɑːrməni dɪsˈhɑːməni
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    ( discord =) ناهماهنگی، عدم توافق
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد disharmony

  1. noun conflict, discord
    Synonyms: clash, contention, difference, disaccord, dissension, dissonance, dissonancy, friction, inharmoniousness, strife, variance
    Antonyms: accord, agreement, compatibility, concord, harmony

ارجاع به لغت disharmony

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «disharmony» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/disharmony

لغات نزدیک disharmony

پیشنهاد بهبود معانی