آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ تیر ۱۴۰۳

      Luxury

      ˈlʌkʃri ˈlʌkʃri

      شکل جمع:

      luxuries

      معنی luxury | جمله با luxury

      noun uncountable B1

      نازونعمت (به‌ویژه به‌دلیل وفور چیزهای گران‌قیمت و زیبا در زندگی)

      She had been raised in the lap of luxury.

      او در دامن نازونعمت پرورش یافته بود.

      I aspire to live in luxury one day.

      آرزو دارم روزی در نازونعمت زندگی کنم.

      noun countable C1

      هر چیز تجملی، (در جمع) تجملات

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      Unlike bread and water, luxuries are not necessary to life.

      تجملات مثل آب و نان نیست که برای زندگی لازم باشد.

      Even if I had the money, I wouldn't go for such luxuries as jewelry and gold watches.

      حتی اگر پول داشتم، دنبال تجملاتی مثل جواهر و ساعت طلا نمی‌رفتم.

      noun singular uncountable B2

      لذت (که اغلب برآورده نمی‌شود)

      Staying in bed until noon was a luxury that she could seldom enjoy.

      تا ظهر در رختخواب ماندن لذتی بود که به‌ندرت از آن برخوردار می‌شد.

      Watching the sunset from a private beach is a luxury I dream of experiencing one day.

      تماشای غروب خورشید از ساحل خصوصی لذتی است که آرزو دارم روزی آن را تجربه کنم.

      noun

      قدیمی عیاشی

      The party was a den of luxury.

      این مهمانی مرکز عیاشی بود.

      The priest concealed a secret love for luxury and worldly pleasures.

      کشیش عشق پنهانی به عیاشی و لذت‌های دنیوی را پنهان کرد.

      adjective

      مجلل، لوکس

      Staying at a luxury hotel is a dream come true for many travelers.

      اقامت در هتل مجلل برای بسیاری از مسافران یک رؤیا است.

      The luxury liner docked at the port.

      کشتی مسافری لوکس در بندر پهلو گرفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد luxury

      1. noun great pleasure, indulgence
        Synonyms:
        enjoyment satisfaction delight comfort gratification pleasure well-being bliss treat richness splendor opulence luxuriousness affluence extravagance high living hedonism leisure frill immoderation intemperance sumptuousness exorbitance rarity
        Antonyms:
        economy frugality austerity

      Idioms

      in the lap of luxury

      در ناز و نعمت، در تجمل و رفاه

      سوال‌های رایج luxury

      شکل جمع luxury چی میشه؟

      شکل جمع luxury در زبان انگلیسی luxuries است.

      ارجاع به لغت luxury

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «luxury» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/luxury

      لغات نزدیک luxury

      • - luxuriate
      • - luxurious
      • - luxury
      • - luxury cream
      • - luxury hotel
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.