فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Felicity

fɪˈlɪsəti fɪˈlɪsəti
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun
    خوشی، سعادت، برکت، اقتضا ، مناسبت
    • - felicity in this and the next life
    • - سعادت دنیا و آخرت
    • - Her sole felicity were her children.
    • - یگانه خوشی او بچه‌هایش بودند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد felicity

  1. noun happiness
    Synonyms: bliss, cheerfulness, contentment, delight, ecstasy, elation, enjoyment, euphoria, exhilaration, exuberance, glee, good spirits, joviality, joy, jubilation, merriment, mirth, pleasure, rapture, well-being
  2. noun appropriateness
    Synonyms: applicability, aptness, becomingness, suitability

ارجاع به لغت felicity

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «felicity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/felicity

لغات نزدیک felicity

پیشنهاد بهبود معانی