پزشکی تشخیصی، مشخصه (بیماری)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
a diagnostic clinic
کلینیک تشخیصی (بیماری)
a diagnostic signs of yellow fever.
علائم تشخیصی تب زرد
بازشناختی، تشخیصی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
diagnostic reading tests
آزمونهای بازشناختی خواندن
The mechanic ran a diagnostic on the engine to find the source of the noise.
مکانیک یک بررسی تشخیصی روی موتور انجام داد تا منبع صدا را پیدا کند.
The consultant performed a diagnostic review of the company's workflow.
مشاور بازبینی تشخیصیای از روند کاری شرکت انجام داد.
Engineers rely on diagnostic measurements to monitor structural integrity.
مهندسان برای نظارت بر یکپارچگی سازه به اندازهگیریهای تشخیصی متکیاند.
کامپیوتر مربوط به عیبیابی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
Diagnostic software detected corrupted system files.
نرمافزار عیبیابی فایلهای سیستم خرابشده را تشخیص داد.
Enable diagnostic mode to collect system performance data.
حالت عیبیابی را فعال کنید تا دادههای عملکرد سیستم جمعآوری شوند.
The diagnostic report shows a failing memory module.
گزارش عیبیابی نشان میدهد که ماژول حافظه درحال خراب شدن است.
کامپیوتر (diagnostics) عارضهیابی، عیبیابی (روش، برنامه و ...)
Enable network diagnostics to troubleshoot the connection issue.
عیبیابی شبکه را فعال کن تا مشکل اتصال رفع شود.
Automated diagnostics can save time by pinpointing software conflicts.
عیبیابی خودکار با مشخص کردن تداخلات نرمافزاری میتواند در زمان صرفهجویی کند.
Run the system diagnostics to identify any hardware failures.
برای شناسایی هرگونه خرابی سختافزاری، عیبیابی سیستم را اجرا کن.
پزشکی (diagnostics) تشخیص بیماری، بیماریشناسی، عارضهیابی
everyone admired her skill in diagnostics.
همه چیرهدستی او را در تشخیص بیماریها تحسین کردند.
The clinic offers free diagnostics for common infectious diseases.
کلینیک عارضهیابی رایگان برای بیماریهای عفونی شایع ارائه میدهد.
Accurate diagnostics are essential for prescribing the right treatment.
بیماریشناسی دقیق برای تجویز درمان مناسب ضروری است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «diagnostic» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/diagnostic