فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Archetype

ˈɑːrkətaɪp ˈɑːkɪtaɪp
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    archetypes

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    کهن‌الگو، طرح یا الگوی اصلی، نمونه‌ی اولیه، نمونه‌ی راستین
    • - Hamlet is an archetype of some of Dostoevski's characters.
    • - هملت الگوی اصلی برخی از شخصیت‌های داستایوسکی است.
    • - Some consider Rustam as the archetype of chivalry.
    • - برخی رستم را نمونه‌ی راستین جوانمردی می‌دانند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد archetype

  1. noun typical example
    Synonyms: classic exemplar, form, ideal, model, original, paradigm, pattern, perfect specimen, prime example, prototype, standard
    Antonyms: atypical

ارجاع به لغت archetype

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «archetype» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/archetype

لغات نزدیک archetype

پیشنهاد بهبود معانی