یادآور، خاطرهانگیز، تداعیگر
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
The scent of rain on dry earth is always evocative of my childhood summers, playing outside for hours.
بوی باران بر خاک خشک همیشه یادآور تابستانهای کودکیام است، که ساعتها در بیرون بازی میکردم.
Listening to the old folk songs can be incredibly evocative of a simpler, bygone era, connecting us to our ancestral roots.
گوش دادن به آهنگهای محلی قدیمی میتواند به طرز باورنکردنی یادآور دورانی سادهتر و گذشته باشد و ما را به ریشههای اجدادیمان متصل کند.
his book contains evocative scenes of the Korean war.
کتاب او شامل صحنههای خاطرهانگیز از جنگ کره است.
The photographer captured an evocative moment.
عکاس لحظهای خاطرهانگیز را ثبت کرد.
Many critics argue that the film's soundtrack is highly evocative of the classic Hollywood era, enhancing its nostalgic appeal.
بسیاری از منتقدان معتقدند که موسیقی متن فیلم بسیار یادآور دوران کلاسیک هالیوود است و جذابیت نوستالژیک آن را افزایش میدهد.
During the lecture, the professor presented a series of images that were particularly evocative of the social conditions prevalent during the Industrial Revolution.
در طول سخنرانی، استاد مجموعهای از تصاویر را ارائه کرد که به ویژه یادآور شرایط اجتماعی رایج در دوران انقلاب صنعتی بودند.
مهیج، تحریککننده، انگیزشی، هیجانانگیز
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
a preface that is evocative of interest.
پیشگفتاری که انگیزشی است.
Her evocative storytelling transported us to a different time and place.
داستانسرایی هیجانانگیزش ما را به زمان و مکان دیگری منتقل کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «evocative» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/evocative