Come Up To

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

phrasal verb B2
نزدیک شدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد come up to

  1. phrasal verb meet expectations
    Synonyms:
    reach equal match resemble compare with arrive approach get near come near measure up to extend rival bear comparison with stand comparison with rank with admit of comparison with

ارجاع به لغت come up to

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «come up to» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/come-up-to

لغات نزدیک come up to

پیشنهاد بهبود معانی