آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ فروردین ۱۴۰۴

      Confabulate

      ˌkənˈfæbjʊleɪt ˌkənˈfæbjʊleɪt

      گذشته‌ی ساده:

      confabulated

      شکل سوم:

      confabulated

      سوم‌شخص مفرد:

      confabulates

      وجه وصفی حال:

      confabulating

      معنی confabulate | جمله با confabulate

      verb - intransitive verb - transitive

      روان‌پزشکی داستان‌سرایی کردن، بافتن، از خود درآوردن، ساختن، تعریف کردن (اتفاقات ساختگی)

      Children sometimes confabulate details when they don't remember clearly.

      کودکان گاهی وقتی چیزی را دقیق به یاد نمی‌آورند، جزئیات ساختگی تعریف می‌کنند.

      He confabulated entire childhood memories that never happened.

      او خاطراتی خیالی از دوران کودکی ساخت که هرگز اتفاق نیفتاده بودند.

      verb - intransitive formal

      صحبت کردن، درد دل کردن، گپ زدن، گفت‌وگو کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      He enjoys confabulating with strangers in cafés.

      او از گفت‌وگو کردن با غریبه‌ها در کافه‌ها لذت می‌برد.

      Whenever those two confabulate, they lose track of time.

      هر وقت آن دو نفر شروع به صحبت می‌کنند، گذر زمان را فراموش می‌کنند.

      verb - intransitive verb - transitive

      اطلاعات نادرست تولید کردن، داده‌های غیرواقعی ساختن (هوش مصنوعی)

      Feeding AI its own responses increases the chance of confabulated content.

      دادن پاسخ‌های خودش به هوش مصنوعی، باعث افزایش احتمال تولید اطلاعات نادرست می‌شود.

      The chatbot confabulated an entire article that sounded believable but wasn’t true.

      چت‌بات، مقاله‌ی کاملی ساخت که باورپذیر بود اما واقعیت نداشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد confabulate

      1. verb to engage in spoken exchange
        Synonyms:
        talk speak chat converse chatter gossip visit discourse confer consult chitchat chit-chat jaw confab shoot-the-breeze chew-the-fat natter claver chaffer

      سوال‌های رایج confabulate

      گذشته‌ی ساده confabulate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده confabulate در زبان انگلیسی confabulated است.

      شکل سوم confabulate چی میشه؟

      شکل سوم confabulate در زبان انگلیسی confabulated است.

      وجه وصفی حال confabulate چی میشه؟

      وجه وصفی حال confabulate در زبان انگلیسی confabulating است.

      سوم‌شخص مفرد confabulate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد confabulate در زبان انگلیسی confabulates است.

      ارجاع به لغت confabulate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «confabulate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/confabulate

      لغات نزدیک confabulate

      • - conf
      • - confab
      • - confabulate
      • - confabulation
      • - confarreation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.