آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Prickle

      ˈprɪkl ˈprɪkl

      گذشته‌ی ساده:

      prickled

      شکل سوم:

      prickled

      سوم‌شخص مفرد:

      prickles

      وجه وصفی حال:

      prickling

      شکل جمع:

      prickles

      معنی prickle | جمله با prickle

      noun verb - transitive adverb

      خراش کوچک، خار، خار تیغ، خار نوک‌تیز، تیرکشیدن، نیش، سک زدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      A rosebush has prickles.

      بوته‌ی گل سرخ خار دارد.

      I still remember the prickle of my father's beard on my cheeks.

      هنوز (احساس) زبری ریش پدرم بر روی گونه‌هایم را به یاد دارم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد prickle

      1. noun a needle
        Synonyms:
        needle pin point spine thorn barb spike prick bristle sticker chill sensation tingling pricker spikelet spiculum
      1. noun a sensation
        Synonyms:
        pain ache soreness sting smart throbbing stab stitch misery pang twinge tickle tingling prick chill
      1. verb cause a stinging or tingling sensation
        Synonyms:
        sting tingle prick
      1. verb make a small hole into, as with a needle or a thorn
        Synonyms:
        prick

      سوال‌های رایج prickle

      گذشته‌ی ساده prickle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده prickle در زبان انگلیسی prickled است.

      شکل سوم prickle چی میشه؟

      شکل سوم prickle در زبان انگلیسی prickled است.

      شکل جمع prickle چی میشه؟

      شکل جمع prickle در زبان انگلیسی prickles است.

      وجه وصفی حال prickle چی میشه؟

      وجه وصفی حال prickle در زبان انگلیسی prickling است.

      سوم‌شخص مفرد prickle چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد prickle در زبان انگلیسی prickles است.

      ارجاع به لغت prickle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «prickle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/prickle

      لغات نزدیک prickle

      • - pricket
      • - pricking
      • - prickle
      • - prickly
      • - prickly ash
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.