شکل جمع:
yearningsاشتیاق، شوق، آرزو، تمایل، میل (بهویژه به چیزی راحت به دست نمیآید)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The poem expresses a yearning for a simpler, more peaceful life.
این شعر، میلی برای زندگی سادهتر و آرامتر را بیان میکند.
After years of routine work, he developed a strong yearning for change and new opportunities.
پساز سالها کار یکنواخت، شوق عمیقی برای تغییر و فرصتهای نو در او شکل گرفت.
a deep yearning for freedom
آرزوی ژرف برای آزادی
شکل جمع yearning در زبان انگلیسی yearnings است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «yearning» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/yearning