آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ دی ۱۴۰۴

      Hunger

      ˈhʌŋɡər ˈhʌŋɡə

      معنی hunger | جمله با hunger

      noun uncountable B1

      گرسنگی

      Hunger forced them to eat grass.

      گرسنگی آن‌ها را وادار کرد که علف بخورند.

      If you eat some bread before a meal, your hunger will be reduced.

      اگر پیش از غذا کمی نان بخوری، اشتهایت کم خواهد شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Hunger made him steal.

      گرسنگی او را به دزدی واداشت.

      The poor hunger but they are not fed.

      بینوایان گرسنگی می‌کشند؛ اما به آن‌ها خوراک داده نمی‌شود.

      noun uncountable B2

      کمبود غذا، گرسنگی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      War and drought have led to widespread hunger in the region.

      جنگ و خشک‌سالی منجر به گرسنگی گسترده در این منطقه شده است.

      The besiegers hungered the town into surrender.

      محاصره‌کنندگان با گرسنگی (دادن) شهر را به زانو درآوردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to die of hunger

      از گرسنگی مردن

      noun singular uncountable C1

      اشتیاق، عطش، تمایل، میل، علاقه

      She has a hunger for science.

      او تشنه‌ی علم است.

      Today the world hungers for ideals.

      امروزه دنیا مشتاق آرمان است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      That man hungers after power.

      آن مرد تشنه‌ی قدرت است.

      hunger for fame

      عطش شهرت

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hunger

      1. noun a desire for food or drink
        Synonyms:
        hungriness thirst appetite stomach taste thirstiness
        Antonyms:
        satisfaction aversion satiation
      1. verb to have a greedy, obsessive desire
        Synonyms:
        crave thirst lust starve appease itch assuage satisfy famish

      Collocations

      world hunger

      گرسنگی جهانی (محرومیت جمعیت قابل توجهی از ساکنان زمین از تغذیه‌ی کافی و مناسب به‌دلیل کمبود منابع غذایی)

      dying of hunger

      در حال مرگ از گرسنگی

      لغات هم‌خانواده hunger

      noun
      hunger
      adjective
      hungry
      adverb
      hungrily

      ارجاع به لغت hunger

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hunger» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hunger

      لغات نزدیک hunger

      • - hungarian
      • - hungary
      • - hunger
      • - hunger strike
      • - hungrily
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.