آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ بهمن ۱۴۰۳

      Envy

      ˈenvi ˈenvi

      گذشته‌ی ساده:

      envied

      شکل سوم:

      envied

      سوم‌شخص مفرد:

      envies

      وجه وصفی حال:

      envying

      شکل جمع:

      envies

      معنی envy | جمله با envy

      verb - transitive B2

      حسادت کردن به، حسودی کردن به، غبطه خوردن به، حسادت ورزیدن به، رشک بردن به

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      I envied him for his ability to effortlessly speak multiple languages.

      من به او به خاطر توانایی‌اش در مثل آب خوردن صحبت کردن به چندین زبان حسادت می‌کردم.

      Everyone envied Iraj.

      همه به ایرج رشک می‌بردند.

      noun uncountable

      حسادت، حسودی، حسد، رشک، غبطه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Her beauty aroused her sisters' envy.

      زیبایی او حسادت خواهرانش را برانگیخت.

      He could not hide his envy of me.

      او نمی‌توانست رشک خود نسبت به من را پنهان کند.

      noun uncountable

      مایه‌ی حسادت، مایه‌ی رشک

      Her blue eyes were the envy of all the girls in the class.

      چشمان آبی او مایه‌ی حسادت همه‌ی دختران کلاس بود.

      Her expensive car was the envy of all her friends.

      ماشین گران‌قیمتش مایه‌ی رشک همه‌ی دوستانش بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد envy

      1. noun jealousy
        Synonyms:
        resentment spite rivalry hatred malice grudge covetousness ill will malevolence resentfulness grudgingness opposition prejudice heartburn maliciousness coveting green-eyed monster lusting enviousness backbiting malignity jaundiced eye evil eye invidiousness grudging
        Antonyms:
        kindness pleasure comfort confidence good will contentedness
      1. verb be jealous of another
        Synonyms:
        resent desire want crave covet begrudge grudge long yearn lust hunger thirst hanker object to be envious have hard feelings eat one’s heart out turn green die over
        Antonyms:
        be content be confident

      سوال‌های رایج envy

      گذشته‌ی ساده envy چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده envy در زبان انگلیسی envied است.

      شکل سوم envy چی میشه؟

      شکل سوم envy در زبان انگلیسی envied است.

      شکل جمع envy چی میشه؟

      شکل جمع envy در زبان انگلیسی envies است.

      وجه وصفی حال envy چی میشه؟

      وجه وصفی حال envy در زبان انگلیسی envying است.

      سوم‌شخص مفرد envy چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد envy در زبان انگلیسی envies است.

      ارجاع به لغت envy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «envy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/envy

      لغات نزدیک envy

      • - envoy
      • - envoy extraordinary
      • - envy
      • - enwind
      • - enwomb
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.