آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ شهریور ۱۴۰۴

      Wield

      wiːld wiːld

      معنی wield | جمله با wield

      verb - transitive C2

      گردانیدن، اداره کردن، خوب به‌کار بردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Rustam wielded his sword like a champion.

      رستم مثل یک قهرمان شمشیر خود را به‌کار برد.

      The queen wielded absolute power.

      ملکه قدرت مطلق را در دست داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wield

      1. verb control, use
        Synonyms:
        use employ utilize handle operate manage exercise exert have possess hold apply work make use of have at one’s disposal conduct manipulate maneuver put to use ply brandish command flourish wave swing shake throw

      سوال‌های رایج wield

      معنی wield به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «wield» در زبان فارسی به «به‌کار بردن»، «استفاده کردن» یا «مهار کردن» ترجمه می‌شود.

      این واژه به‌عنوان فعل (verb) برای توصیف توانایی استفاده یا کنترل چیزی، به ویژه ابزار، قدرت، تأثیر یا مهارت، به کار می‌رود. «Wield» بار معنایی قدرتمند و فعال دارد و معمولاً نشان‌دهنده‌ی اعمال تأثیر مستقیم یا کنترل آگاهانه است.

      در کاربرد فیزیکی، «wield» اغلب برای ابزارها یا سلاح‌ها به کار می‌رود. برای مثال، جمله‌ی «He wielded a sword with great skill» به معنای «او شمشیر را با مهارت فراوان به‌کار برد» است. در این حالت، واژه نشان می‌دهد که فرد نه تنها ابزار را در دست دارد، بلکه توانایی کنترل و استفاده‌ی مؤثر از آن را دارد. مهارت و دقت در استفاده از وسیله، جزء مهم بار معنایی «wield» است.

      در کاربرد استعاری، «wield» برای توصیف قدرت، نفوذ یا تأثیرگذاری افراد یا سازمان‌ها نیز استفاده می‌شود. برای مثال، جمله‌ی «She wields considerable influence in the company» یعنی «او نفوذ قابل توجهی در شرکت دارد». در این کاربرد، واژه نشان‌دهنده‌ی کنترل، تأثیرگذاری و قدرت تصمیم‌گیری است و بار مثبت یا احترام‌آمیز دارد، زیرا فرد توانسته قدرت خود را به شکل مؤثر اعمال کند.

      «Wield» در متون ادبی، تاریخی و گزارش‌های رسمی نیز رایج است و معمولاً با احساس توانمندی و کنترل همراه است. نویسندگان از این واژه برای بیان مهارت، اقتدار یا تسلط بر موقعیت‌ها و ابزارها استفاده می‌کنند. به همین دلیل، این فعل علاوه بر کاربرد روزمره، در زبان ادبی و تحلیلی نیز اهمیت دارد و به متن رنگ و قدرت می‌بخشد.

      «wield» نمونه‌ای از افعال قدرتمند و چندمنظوره در زبان انگلیسی است که توانایی کنترل و استفاده از ابزار، قدرت یا مهارت را به شکلی واضح و تأثیرگذار منتقل می‌کند. یادگیری صحیح کاربرد آن به زبان‌آموزان کمک می‌کند هم در توصیف مهارت‌های عملی و هم در بیان نفوذ و تأثیرگذاری، جملات خود را به شکل دقیق و پرقدرت بسازند.

      ارجاع به لغت wield

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wield» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wield

      لغات نزدیک wield

      • - widthways
      • - widthwise
      • - wield
      • - wieldy
      • - wiener
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.