شکل جمع:
traitsویژگی، خصوصیت، صفت، مشخصه، خصیصه
Leadership is a trait that can be developed over time with experience.
رهبری، ویژگیای است که با تجربه درطول زمان میتوان آن را پرورش داد.
Patience is an important trait for anyone working in customer service.
صبر خصیصهای مهم برای هرکسی است که در خدمات مشتری کار میکند.
زیستشناسی صفت (ژنتیکی)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی زیستشناسی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
This inherited trait makes them unique.
این صفت ارثی آنها را منحصربهفرد میکند.
Researchers identified a gene linked to this specific trait.
محققان، ژنی مرتبط با این صفت خاص را شناسایی کردند.
شکل جمع trait در زبان انگلیسی traits است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «trait» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/trait