آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Twisted

      ˈtwɪstɪd ˈtwɪstɪd

      سوم‌شخص مفرد:

      twists

      وجه وصفی حال:

      twisting

      صفت تفضیلی:

      more twisted

      صفت عالی:

      most twisted

      معنی twisted

      adjective B2

      پیچ‌خورده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد twisted

      1. adjective crooked
        Synonyms:
        bent distorted contorted gnarled tangled complicated involved awry wry coiled curled knotted twisting tortuous convoluted wound braided wreathed perverted wrenched misrepresented intricate convolute convoluous knurly tortile vermiform vermicular vermiculated vermiform vermiculate writhing
        Antonyms:
        straight regular even simple clear logical
      1. verb cause (a plastic object) to assume a crooked or angular form
        Synonyms:
        bent turned curved deformed distorted rotated spun wrapped coiled screwed contorted sprained wrenched wrung wound twirled threaded tweaked writhed falsified perverted misrepresented colored loaded warped revolved spiralled twined intertwined entwined interwoven belied corkscrewed squirmed
        Antonyms:
        explained explicated
      1. verb form into a spiral shape
        Synonyms:
        distorted deformed contorted twined disfigured perverted sophisticated
        Antonyms:
        straightened
      1. verb extend in curves and turns
        Synonyms:
        curved coiled curled wound snaked spiralled twined entwined woven wreathed corkscrewed
      1. verb to move in a twisting or contorted motion, (especially when struggling)
        Synonyms:
        wriggled writhed squirmed wormed wrestled
      1. verb twist or pull violently or suddenly, especially so as to remove (something) from that to which it is attached or from where it originates
        Synonyms:
        wrenched
      1. verb to alter or distort the intended meaning of:
        Synonyms:
        distorted
      1. adjective confused
        Synonyms:
        puzzling disorganized perplexing unintelligible erroneous awry wrongheaded perverted
        Antonyms:
        simple clear logical

      لغات هم‌خانواده twisted

      noun
      twist, twister
      adjective
      twisted
      verb - transitive
      twist

      سوال‌های رایج twisted

      وجه وصفی حال twisted چی میشه؟

      وجه وصفی حال twisted در زبان انگلیسی twisting است.

      سوم‌شخص مفرد twisted چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد twisted در زبان انگلیسی twists است.

      صفت تفضیلی twisted چی میشه؟

      صفت تفضیلی twisted در زبان انگلیسی more twisted است.

      صفت عالی twisted چی میشه؟

      صفت عالی twisted در زبان انگلیسی most twisted است.

      ارجاع به لغت twisted

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «twisted» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/twisted

      لغات نزدیک twisted

      • - twist someone's arm
      • - twist the lion's tail
      • - twisted
      • - twister
      • - twistor
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.