آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مرداد ۱۴۰۴

      Entanglement

      ɪnˈtæŋɡlmənt ɪnˈtæŋɡlmənt

      معنی entanglement

      noun

      گیر، گرفتاری، درگیری، سردرگمی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد entanglement

      1. noun complication, predicament
        Synonyms:
        difficulty confusion complexity mess mix-up jumble tangle involvement embarrassment predicament knot affair intricacy imbroglio intrigue web trap snare entrapment mesh ensnarement embroilment tie-up liaison muddle association cobweb toil
        Antonyms:
        simplicity disentanglement

      سوال‌های رایج entanglement

      معنی entanglement به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی entanglement در زبان فارسی به «درهم‌تنیدگی» یا «گیرافتادگی» ترجمه می‌شود.

      درهم‌تنیدگی، حالتی است که در آن اجزاء یا عناصر مختلف به گونه‌ای به یکدیگر مرتبط یا وابسته شده‌اند که جداسازی آن‌ها بدون تغییر در ساختار یا آسیب رساندن به کل سیستم دشوار است. این واژه می‌تواند هم معنای فیزیکی و مادی داشته باشد و هم معنای استعاری و مفهومی. در زندگی روزمره، درهم‌تنیدگی می‌تواند به موقعیت‌هایی اشاره کند که در آن فرد درگیر مجموعه‌ای پیچیده از روابط، تعهدات یا شرایط شده است که خروج از آن‌ها ساده نیست و نیازمند دقت و برنامه‌ریزی است.

      در حوزه علمی و فیزیک، درهم‌تنیدگی یکی از مفاهیم اساسی است و به وضعیت‌هایی اشاره دارد که دو یا چند جسم یا ذره به صورت پیچیده‌ای به هم مرتبط هستند. تغییر در یکی از اجزاء به طور مستقیم بر دیگری تأثیر می‌گذارد، حتی اگر فاصله‌ی زیادی بین آن‌ها باشد. این مفهوم نشان‌دهنده‌ی ارتباطات غیرقابل تفکیک و پیچیدگی‌هایی است که در بسیاری از سیستم‌ها مشاهده می‌شود و دانشمندان را به درک بهتر طبیعت پدیده‌ها و روابط آن‌ها سوق می‌دهد.

      از منظر روان‌شناسی و اجتماعی، درهم‌تنیدگی می‌تواند به روابط انسانی یا شرایط زندگی اشاره کند که افراد را درگیر شبکه‌ای از وابستگی‌ها و تعاملات پیچیده می‌کند. این وضعیت ممکن است باعث فشار، سردرگمی یا حتی انسجام و همکاری شود، بسته به نحوه‌ی مدیریت و درک آن. در این معنا، درهم‌تنیدگی نشان‌دهنده‌ی اهمیت تعاملات و وابستگی‌های متقابل در زندگی فردی و جمعی است و تأکید می‌کند که هیچ بخشی از تجربه انسانی به‌طور کامل مستقل نیست.

      در زمینه‌های فنی و مهندسی نیز درهم‌تنیدگی کاربرد دارد، مانند درهم‌تنیدگی کابل‌ها، سیم‌ها یا اجزاء مکانیکی که نیازمند دقت و مدیریت خاص برای جداسازی یا سازمان‌دهی هستند. این مفهوم یادآور اهمیت طراحی منظم و پیش‌بینی پیچیدگی‌ها در ساختارها و سیستم‌ها است و نشان می‌دهد که بدون برنامه‌ریزی مناسب، درهم‌تنیدگی می‌تواند باعث اختلال و کاهش کارایی شود.

      درهم‌تنیدگی می‌تواند به عنوان استعاره‌ای برای پیچیدگی زندگی، تصمیم‌گیری‌ها و مسیرهای پیش رو مورد استفاده قرار گیرد. وقتی زندگی یا یک پروژه به صورت درهم‌تنیده جلوه می‌کند، فرد با مجموعه‌ای از روابط، شرایط و تأثیرات متقابل روبه‌رو است که باید با دقت و صبر مدیریت شود. درک و مدیریت این درهم‌تنیدگی، توانایی انسان در حل مسائل پیچیده و رسیدن به اهداف بلندمدت را افزایش می‌دهد و نشان می‌دهد که هر تغییری در یکی از اجزاء، ممکن است تأثیرات گسترده‌ای بر کل سیستم داشته باشد.

      ارجاع به لغت entanglement

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «entanglement» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/entanglement

      لغات نزدیک entanglement

      • - entameba
      • - entangle
      • - entanglement
      • - entasis
      • - entelechy
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      loco auto sunscreen grundnorm cyst fishhook exchangee panto ped post pro UN Fri. Prot start-up شکست غصب شیرجه شیرجه رفتن مسیر پرتابی طوفان فکری مصفا کردن معارفه‌ای معالجه‌ناپذیر کاوش ملخ رشوه مایع همبستگی جلق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.