آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مرداد ۱۴۰۴

    Entanglement

    ɪnˈtæŋɡlmənt ɪnˈtæŋɡlmənt

    معنی entanglement

    noun

    گیر، گرفتاری، درگیری، سردرگمی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد entanglement

    1. noun complication, predicament
      Synonyms:
      difficulty confusion complexity mess mix-up jumble tangle involvement embarrassment predicament knot affair intricacy imbroglio intrigue web trap snare entrapment mesh ensnarement embroilment tie-up liaison muddle association cobweb toil
      Antonyms:
      simplicity disentanglement

    سوال‌های رایج entanglement

    معنی entanglement به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی entanglement در زبان فارسی به «درهم‌تنیدگی» یا «گیرافتادگی» ترجمه می‌شود.

    درهم‌تنیدگی، حالتی است که در آن اجزاء یا عناصر مختلف به گونه‌ای به یکدیگر مرتبط یا وابسته شده‌اند که جداسازی آن‌ها بدون تغییر در ساختار یا آسیب رساندن به کل سیستم دشوار است. این واژه می‌تواند هم معنای فیزیکی و مادی داشته باشد و هم معنای استعاری و مفهومی. در زندگی روزمره، درهم‌تنیدگی می‌تواند به موقعیت‌هایی اشاره کند که در آن فرد درگیر مجموعه‌ای پیچیده از روابط، تعهدات یا شرایط شده است که خروج از آن‌ها ساده نیست و نیازمند دقت و برنامه‌ریزی است.

    در حوزه علمی و فیزیک، درهم‌تنیدگی یکی از مفاهیم اساسی است و به وضعیت‌هایی اشاره دارد که دو یا چند جسم یا ذره به صورت پیچیده‌ای به هم مرتبط هستند. تغییر در یکی از اجزاء به طور مستقیم بر دیگری تأثیر می‌گذارد، حتی اگر فاصله‌ی زیادی بین آن‌ها باشد. این مفهوم نشان‌دهنده‌ی ارتباطات غیرقابل تفکیک و پیچیدگی‌هایی است که در بسیاری از سیستم‌ها مشاهده می‌شود و دانشمندان را به درک بهتر طبیعت پدیده‌ها و روابط آن‌ها سوق می‌دهد.

    از منظر روان‌شناسی و اجتماعی، درهم‌تنیدگی می‌تواند به روابط انسانی یا شرایط زندگی اشاره کند که افراد را درگیر شبکه‌ای از وابستگی‌ها و تعاملات پیچیده می‌کند. این وضعیت ممکن است باعث فشار، سردرگمی یا حتی انسجام و همکاری شود، بسته به نحوه‌ی مدیریت و درک آن. در این معنا، درهم‌تنیدگی نشان‌دهنده‌ی اهمیت تعاملات و وابستگی‌های متقابل در زندگی فردی و جمعی است و تأکید می‌کند که هیچ بخشی از تجربه انسانی به‌طور کامل مستقل نیست.

    در زمینه‌های فنی و مهندسی نیز درهم‌تنیدگی کاربرد دارد، مانند درهم‌تنیدگی کابل‌ها، سیم‌ها یا اجزاء مکانیکی که نیازمند دقت و مدیریت خاص برای جداسازی یا سازمان‌دهی هستند. این مفهوم یادآور اهمیت طراحی منظم و پیش‌بینی پیچیدگی‌ها در ساختارها و سیستم‌ها است و نشان می‌دهد که بدون برنامه‌ریزی مناسب، درهم‌تنیدگی می‌تواند باعث اختلال و کاهش کارایی شود.

    درهم‌تنیدگی می‌تواند به عنوان استعاره‌ای برای پیچیدگی زندگی، تصمیم‌گیری‌ها و مسیرهای پیش رو مورد استفاده قرار گیرد. وقتی زندگی یا یک پروژه به صورت درهم‌تنیده جلوه می‌کند، فرد با مجموعه‌ای از روابط، شرایط و تأثیرات متقابل روبه‌رو است که باید با دقت و صبر مدیریت شود. درک و مدیریت این درهم‌تنیدگی، توانایی انسان در حل مسائل پیچیده و رسیدن به اهداف بلندمدت را افزایش می‌دهد و نشان می‌دهد که هر تغییری در یکی از اجزاء، ممکن است تأثیرات گسترده‌ای بر کل سیستم داشته باشد.

    ارجاع به لغت entanglement

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «entanglement» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/entanglement

    لغات نزدیک entanglement

    • - entameba
    • - entangle
    • - entanglement
    • - entasis
    • - entelechy
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.