آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ مرداد ۱۴۰۵

      Liaison

      ˈliːəzɑːn / / liˈeɪ- liˈeɪzn

      شکل جمع:

      liaisons

      معنی liaison | جمله با liaison

      noun singular uncountable C1

      رابطه، ارتباط

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      close liaison between the army and the police

      ارتباط نزدیک میان ارتش و شهربانی

      Effective liaison with local authorities helped the project proceed smoothly.

      ارتباط مؤثر با مقامات محلی به پیشرفت راحت پروژه کمک کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Their liaison with suppliers reduced delays.

      رابطه‌ی آن‌ها با تأمین‌کنندگان، تأخیرها را کاهش داد.

      to establish liaison with

      رابطه برقرار کردن با

      noun countable C1

      انگلیسی آمریکایی رابط، مسئول هماهنگی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      She serves as a liaison between the company and the community.

      او به‌عنوان رابط بین شرکت و جامعه خدمت می‌کند.

      The liaison helped coordinate the two teams.

      رابط به هماهنگی بین دو تیم کمک کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a liaison officer

      افسر رابط

      noun countable formal C2

      رابطه‌ی جنسی (مخصوصاً رابطه‌ی نامشروع)

      Their secret liaison lasted for months before anyone suspected.

      رابطه‌ی جنسی مخفی آن‌ها ماه‌ها ادامه داشت تا اینکه کسی شک کرد.

      He was fired after his liaison with a coworker was exposed.

      او پس‌از افشای رابطه‌ی جنسی‌اش با یک همکار اخراج شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His political career collapsed after revelations of multiple liaisons.

      پس‌از افشای چندین رابطه‌ی جنسی نامشروع، کار سیاسی او فروپاشید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد liaison

      1. noun person who acts as go-between
        Synonyms:
        intermediary link connection interface contact communication in fixer interchange hookup
      1. noun love affair
        Synonyms:
        romance amour fling affair entanglement encounter interlude intrigue illicit romance

      سوال‌های رایج liaison

      شکل جمع liaison چی میشه؟

      شکل جمع liaison در زبان انگلیسی liaisons است.

      ارجاع به لغت liaison

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «liaison» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/liaison

      لغات نزدیک liaison

      • - liable to prosecution
      • - liaise
      • - liaison
      • - liana
      • - liao
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت error و mistake چیست؟

      تفاوت error و mistake چیست؟

      تفاوت tell و say چیست؟

      تفاوت tell و say چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      slight lodge filar FKA flagrant fleabag formulate a theory francium gail gallant gave goner gong good samaritan greco-roman کنجکاوی موجودات صواب حرص خوان روا شاداب اندوختن برگ‌ریزان پرتو امیر انبارگردانی پدر ترنم ابعاد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.