آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ شهریور ۱۴۰۴

      Contort

      kənˈtɔːrt kənˈtɔːt

      معنی contort | جمله با contort

      adverb

      از شکل انداختن، کج کردن، پیچاندن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      A face contorted by pain.

      صورتی که از درد در هم پیچیده شده بود.

      Branches that had been contorted by wind and storm.

      شاخه‌هایی که باد و توفان آن‌ها را کج و معوج کرده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد contort

      1. verb disfigure, distort
        Synonyms:
        twist deform distort warp bend misshape curve wrench writhe convolute gnarl wind knot
        Antonyms:
        smooth beautify

      سوال‌های رایج contort

      معنی contort به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی contort در زبان فارسی به پیچاندن یا کج و معوج کردن ترجمه می‌شود.

      فعل contort به معنای تغییر شکل دادن یا کج و معوج کردن چیزی است، به‌طوری که ظاهر یا ساختار طبیعی آن به شکل غیرعادی یا نامتعارف درمی‌آید. این فعل می‌تواند هم به صورت فیزیکی و هم به صورت استعاری به کار رود. در حالت فیزیکی، معمولاً به حرکت دادن بدن، اعضای آن یا اشیاء به شکل غیرعادی و خمیده اشاره دارد. در حالت استعاری، contort می‌تواند بیانگر تغییر، تحریف یا پیچیدگی مفاهیم، احساسات یا زبان باشد.

      یکی از کاربردهای رایج contort در توصیف بدن انسان یا حیوان است. برای مثال، هنگام انجام حرکات ورزشی شدید، ژیمناستیک یا حرکات کششی، بدن ممکن است contort شود تا انعطاف، تعادل یا کشش لازم ایجاد شود. همچنین، هنگام درد، ترس یا تعجب شدید، صورت یا بدن فرد ممکن است به شکل contort شده درآید که احساسات داخلی او را به صورت بصری منعکس می‌کند.

      Contort به شکل استعاری نیز بسیار کاربرد دارد، به ویژه در ادبیات و هنر. نویسندگان و شاعران از این فعل برای توصیف پیچیدگی، تغییر یا تحریف واقعیت‌ها، کلمات یا احساسات استفاده می‌کنند. برای مثال، می‌توان گفت یک داستان contort شده است، یعنی روایت آن با تغییر شکل دادن حقایق، زمان یا دیدگاه‌ها، حالت پیچیده و غیرمنتظره پیدا کرده است. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی انعطاف‌پذیری زبان و توانایی بیان احساسات پیچیده و مفاهیم عمیق است.

      در محیط علمی و پزشکی نیز contort کاربرد دارد، به‌ویژه در توصیف اعضای بدن یا وضعیت‌های غیرعادی. پزشکان ممکن است از این واژه برای تشریح مفصل‌ها، اندام‌ها یا وضعیت‌های ناهنجار بدنی استفاده کنند، به ویژه زمانی که بافت‌ها یا استخوان‌ها به شکل غیرمعمول خم یا پیچ خورده‌اند. این کاربرد دقت و جزئیات لازم برای تحلیل وضعیت‌های فیزیکی و پزشکی را نشان می‌دهد.

      contort به معنای ایجاد تغییر شکل قابل توجه و اغلب غیرعادی است، چه در حوزه‌ی فیزیکی، چه استعاری یا هنری. این واژه بیانگر قدرت تحریف، انعطاف یا تغییر است و می‌تواند احساسات، وضعیت‌ها یا واقعیت‌ها را به شکل برجسته و قابل مشاهده‌ای منعکس کند. یادگیری نحوه‌ی کاربرد صحیح contort باعث می‌شود بتوانیم حرکات، حالات و تغییرات پیچیده را به شکل دقیق‌تر و تأثیرگذارتر توصیف کنیم.

      ارجاع به لغت contort

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «contort» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/contort

      لغات نزدیک contort

      • - continuum
      • - conto
      • - contort
      • - contortion
      • - contortionist
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.