آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Advisability

معنی advisability | جمله با advisability

noun uncountable

مصلحت، مطلوبیت، به مصلحت بودن، معقول بودن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

I questioned the advisability and legality of this.

مصلحت و قانونی بودن این موضوع را زیر سؤال بردم.

advisability of permanently stationing U.S. forces in Poland

به مصلحت بودن استقرار دائمی نیروهای آمریکایی در لهستان

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد advisability

  1. noun recommendability
    Antonyms:
    inadvisability

لغات هم‌خانواده advisability

ارجاع به لغت advisability

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «advisability» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/advisability

لغات نزدیک advisability

پیشنهاد بهبود معانی