Despicable

dɪˈspɪkəbl dɪˈspɪkəbl
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adjective
نفرت‌انگیز، سزاوار نفرت

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
- His despicable actions left a stain on his reputation that would never fade.
- اعمال نفرت‌انگیز او لکه‌ای بر شهرتش گذاشت که هرگز از بین نمی‌رفت.
- The despicable treatment of the workers sparked widespread outrage across the community.
- رفتار سزاوار نفرت با کارگران خشم گسترده‌ای را در سراسر جامعه برانگیخت.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد despicable

  1. adjective hateful; beyond contempt
    Synonyms:
    hateful awful mean low vile detestable disgraceful shameful contemptible wretched dirty base cheap worthless reprehensible infamous degrading loathsome slimy sordid disreputable ignominious pitiful abject beastly no-good low-life insignificant
    Antonyms:
    honorable respectable worthy likeable loveable virtuous desirous

لغات هم‌خانواده despicable

  • adjective
    despicable

ارجاع به لغت despicable

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «despicable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/despicable

لغات نزدیک despicable

پیشنهاد بهبود معانی