آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ خرداد ۱۴۰۴

      Repellent

      rɪˈpelənt rɪˈpelənt

      شکل جمع:

      repellents

      معنی repellent | جمله با repellent

      noun countable uncountable

      دافع، ماده‌ی دفع‌کننده

      There are natural repellents made from essential oils.

      دافع‌های طبیعی‌ای وجود دارند که از روغن‌های گیاهی ساخته می‌شوند.

      I forgot to pack the bug repellent and got bitten all over.

      فراموش کردم دفع‌کننده‌ی حشرات را بردارم و حسابی نیش خوردم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a mosquito-repellent spray

      افشانه‌ی دافع پشه

      water-repellent raincoat

      بارانی ضد‌آب

      adjective

      زننده، منزجرکننده، نفرت‌انگیز، بیزار‌کننده، دفع‌کننده، ناخوشایند

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Many people found the movie’s violence deeply repellent.

      بسیاری از افراد خشونت موجود در آن فیلم را به‌شدت نفرت‌انگیز دانستند.

      The dictator’s beliefs were morally repellent.

      باورهای آن دیکتاتور از نظر اخلاقی منزجرکننده بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      that drunken man's repellent words

      حرف‌های زننده‌ی آن مرد مست

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد repellent

      1. adjective extremely unpleasant to the senses or feelings
        Synonyms:
        nasty offensive disgusting foul horrid repulsive revolting sickening vile hateful odious repugnant atrocious repelling distasteful off-putting repellant loathsome ugly unwholesome disgustful wicked yucky rebarbative skanky loathly
      1. noun the power to repel
        Synonyms:
        repellant
      1. noun a chemical substance that repels animals
        Synonyms:
        repellant
      1. adjective incapable of absorbing or mixing with
        Synonyms:
        resistant
      1. adjective inspiring aversion or distaste; repulsive.
        Synonyms:
        offensive hateful

      سوال‌های رایج repellent

      شکل جمع repellent چی میشه؟

      شکل جمع repellent در زبان انگلیسی repellents است.

      ارجاع به لغت repellent

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «repellent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/repellent

      لغات نزدیک repellent

      • - repel
      • - repellency
      • - repellent
      • - repeller
      • - repent
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.