آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Filthy

      ˈfɪlθi ˈfɪlθi

      صفت تفضیلی:

      filthier

      صفت عالی:

      filthiest

      معنی filthy | جمله با filthy

      adjective C1

      چرکین، بسیار کثیف (لباس و اتاق و غیره)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      The public restroom was so filthy that I couldn't bring myself to use it, opting to find another one instead.

      دستشویی عمومی به‌قدری کثیف بود که نمی‌توانستم خودم را قانع کنم که از آن استفاده کنم و به جای آن دستشویی دیگری پیدا کردم.

      His clothes were filthy and torn.

      لباس‌هایش چرکین و پاره شده بود.

      adjective

      زشت، زننده، ناپسند، رکیک (زبان و غیره)، گند، آشغال، گه، لجن (هوا و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The comedian's jokes were so filthy that many audience members walked out of the show in disgust.

      شوخی‌های این کمدین به‌قدری زشت بود که بسیاری از تماشاگران با تنفر از برنامه خارج شدند.

      The graffiti on the wall was not only vulgar, but also contained filthy language.

      دیوارنگاری روی دیوار نه تنها مبتذل بود، بلکه حاوی الفاظ زننده نیز بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a filthy day in which I didn't see the sun

      روز گندی که در آن روی خورشید را ندیدم

      adverb informal

      خیلی، فوق‌العاده، حسابی

      She inherited a large sum of money and instantly became filthy rich.

      او مقدار زیادی پول به ارث برد و خیلی پولدار شد.

      She has become filthy rich.

      حسابی پولدار شده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد filthy

      1. adjective dirty, polluted
        Synonyms:
        foul nasty impure unclean soiled grimy muddy offensive gross repulsive revolting squalid grubby mucky slimy scummy putrid vile black sooty smoky sloppy crummy cruddy yecchy feculent fecal miry begrimed unwashed unkempt blackened sleazy slovenly slipshod soily verminous disheveled loathsome uncleanly grungy
        Antonyms:
        clean pure unpolluted sterile
      1. adjective vulgar, obscene
        Synonyms:
        offensive foul low nasty indecent lewd coarse dirty-minded smutty bawdy suggestive base vile blue impure licentious depraved corrupt scurvy mean despicable contemptible foul-mouthed pornographic raunchy scatological vicious
        Antonyms:
        decent pure clean chaste

      سوال‌های رایج filthy

      صفت تفضیلی filthy چی میشه؟

      صفت تفضیلی filthy در زبان انگلیسی filthier است.

      صفت عالی filthy چی میشه؟

      صفت عالی filthy در زبان انگلیسی filthiest است.

      ارجاع به لغت filthy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «filthy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/filthy

      لغات نزدیک filthy

      • - filterable virus
      • - filth
      • - filthy
      • - filtrable
      • - filtrate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.