کمحرف، تودار، خوددار، محتاط، درونگرا
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Cyrus is a reticent person.
کوروش آدم کمحرفی است.
He has always been reticent in expressing his opinions in public.
او همیشه در بیان نظراتش در جمع، محتاط بوده است.
(Khayyam) I saw two thousand jugs expressive and reticent
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «reticent» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مرداد ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/reticent