آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Silent

      ˈsaɪlənt ˈsaɪlənt

      صفت تفضیلی:

      more silent

      صفت عالی:

      most silent

      معنی silent | جمله با silent

      adjective B1

      خموش، خاموش، ساکت، بی‌صدا، آرام، صامت، بی‌حرف

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      I saw two-thousand jugs expressive but silent

      دیدم دوهزار کوزه گویا و خموش

      a silent night

      یک شب بی سروصدا

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She talked for two hours then she became silent.

      دو ساعت حرف زد؛ سپس خاموش شد.

      silent contemplation

      تفکر آرام

      a relatively silent man

      مردی نسبتاً کم‌حرف

      a silent movie

      یک فیلم صامت

      On certain important points the letter is quite silent.

      آن نامه درمورد برخی نکات مهم کاملاً گنگ است.

      a silent engine

      یک موتور کم صدا

      silent desires

      امیال نهفته

      silent secrets

      اسرار مگو

      The letter "b" in "debt" is silent.

      حرف "b" در "debt" ناآوا (ناملفوظ) است.

      factories which have been silent for months

      کارخانه‌هایی که ماه‌ها است خوابیده‌اند.

      a silent heart attack

      سکته‌ی قلبی بدون مقدمه

      Colon cancer is a silent killer.

      سرطان روده‌ی بزرگ بی‌خبر انسان را می‌کشد.

      during the era of the silents

      در دوران فیلم‌های صامت

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد silent

      1. adjective quiet; speechless
        Synonyms:
        still mute noiseless soundless voiceless wordless speechless hush reserved reticent shy laconic taciturn uncommunicative inhibited closemouthed mum faint muted unheard inarticulate unspeaking close bashful unsociable iced checked curbed restrained unclear hushed dumb incoherent mousy not talkative silentious clammed up buttoned up zipped struck dumb tongue-tied dummied up closed up inconversable indistinct
        Antonyms:
        talkative noisy communicative clamorous
      1. adjective understood, implied
        Synonyms:
        implicit tacit unspoken unexpressed wordless unuttered unpronounced unvoiced indescribable inexpressible nameless aphonic
        Antonyms:
        explicit tangible

      Collocations

      the silent majority

      اکثریت خموش

      لغات هم‌خانواده silent

      noun
      silence, silencer
      adjective
      silent
      verb - transitive
      silence
      adverb
      silently

      سوال‌های رایج silent

      صفت تفضیلی silent چی میشه؟

      صفت تفضیلی silent در زبان انگلیسی more silent است.

      صفت عالی silent چی میشه؟

      صفت عالی silent در زبان انگلیسی most silent است.

      ارجاع به لغت silent

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «silent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/silent

      لغات نزدیک silent

      • - silence reigns
      • - silencer
      • - silent
      • - silent butler
      • - Silent Generation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.