فقط تا پایان اردیبهشت فرصت دارید با قیمت ۱۴۰۳ اشتراک‌های فست‌دیکشنری را تهیه کنید.
آخرین به‌روزرسانی:

Tight-lipped

ˌtaɪt ˈlɪpt ˌtaɪt ˈlɪpt ˌtaɪt ˈlɪpt

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adjective

لب‌فروبسته، ساکت و خاموش، خاموش، ساکت، صامت

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

The family members were tight-lipped about their inheritance.

اعضای خانواده در مورد ارث خود لب‌فروبسته بودند.

The chief of police was tight-lipped about the cause of the fire.

رئیس‌پلیس درباره‌ی علت آتش‌سوزی سکوت اختیار کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد tight-lipped

  1. adjective silent
    Synonyms:
    quiet muted hushed reserved restrained reticent taciturn mute dumb not talkative secretive closemouthed mum tongue-tied clammed up buttoned up zipped

ارجاع به لغت tight-lipped

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «tight-lipped» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/tight-lipped

لغات نزدیک tight-lipped

پیشنهاد بهبود معانی