آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ اسفند ۱۴۰۳

      Umbrella

      ʌmˈbrelə ʌmˈbrelə

      شکل جمع:

      umbrellas

      معنی umbrella | جمله با umbrella

      noun countable A2

      چتر، سایه‌بان

      umbrella, چتر، سایه‌بان
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      He left his umbrella at the café by mistake.

      او به‌اشتباه چترش را در کافه جا گذاشت.

      She opened her umbrella to shield herself from the rain.

      او چترش را باز کرد تا در برابر باران از خود محافظت کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The umbrella provided much-needed shade during the hot summer day.

      سایه‌بان در طول روز گرم تابستانی، سایه‌ی لازم را ایجاد می‌کرد.

      noun countable

      پوشش، حمایت، چتر حمایتی، مجموعه، گروه، عنوان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Our umbrella of insurance is inadequate.

      پوشش بیمه‌ی ما کافی نیست.

      Nato is ready to throw an air umbrella over Europe.

      ناتو آماده است که اروپا را تحت پوشش هوایی قرار دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Health services are improved under the umbrella of UNICEF.

      خدمات بهداشتی تحت حمایت یونیسف بهبود می‌یابند.

      Antiaircraft guns laid an umbrella over the carrier.

      توپ‌های ضدهوایی کشتی هواپیمابر را زیر چتر دفاعی قرار دادند.

      Our party is an umbrella for diverse political groups.

      حزب ما مجموعه‌ای است که گروه‌های سیاسی مختلف را در برمی‌گیرد.

      The festival featured an umbrella of activities, including music, art, and food.

      این جشنواره شامل مجموعه‌ای از فعالیت‌ها، ازجمله موسیقی، هنر و غذا بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد umbrella

      1. noun a device for protection against the rain, consisting of a stick with a folding frame covered in material at one end and usually a handle at the other, or a similar, often larger, device used for protection against the sun
        Synonyms:
        shelter shade guard screen brolly (British) brolly sunshade parasol beach umbrella parapluie (French) bumbershoot protect

      سوال‌های رایج umbrella

      شکل جمع umbrella چی میشه؟

      شکل جمع umbrella در زبان انگلیسی umbrellas است.

      ارجاع به لغت umbrella

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «umbrella» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/umbrella

      لغات نزدیک umbrella

      • - umbrage
      • - umbrageous
      • - umbrella
      • - umbrella bird
      • - umbrella leaf
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.