Undercover

ˌʌndərˈkʌvər ˌʌndəˈkʌvə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more undercover
  • صفت عالی:

    most undercover

معنی و نمونه‌جمله

adjective
مخفی، سری، رمزی، جاسوس، نهانی، زیرجلی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
- an undercover mission
- مأموریت سری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد undercover

  1. adjective secret, spy
    Synonyms:
    hidden private confidential stealthy furtive underground covert underhand surreptitious clandestine concealed under wraps sub-rosa hush-hush incognito on the QT hole-and-corner creep stealth intelligence
    Antonyms:
    public open known

لغات هم‌خانواده undercover

  • verb - transitive
    cover
  • adverb
    undercover

ارجاع به لغت undercover

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «undercover» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/undercover

لغات نزدیک undercover

پیشنهاد بهبود معانی