شکل جمع:
incognitosبهطور ناشناس، بهطور گمنام، بهصورت ناشناخته
Shah Abbas went to the Jewish district incognito.
شاهعباس بهطور ناشناس به محلهی یهودیان رفت.
the skull that had remained incognito for decades.
جمجمهای که چندین دهه ناشناخته مانده بود.
ناشناس، گمنام، مجهولالهویه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She logged into the website with an incognito account.
او با یک حساب ناشناس وارد وبسایت شد.
The witness remained incognito during the trial.
شاهد در طول محاکمه گمنام ماند.
The donation came from an incognito benefactor.
کمک مالی از خیر ناشناسی انجام شد.
آدم ناشناس، فرد گمنام، آدم شناختهنشده
Detectives believed the incognito had taken the photograph.
کارآگاهان معتقد بودند که آن آدم ناشناس عکس را گرفته است.
A mysterious incognito updated the tip line with new information.
فرد گمنام مرموزی اطلاعات جدیدی به سامانهی گزارشها فرستاد.
The incognito gave no name when asked by the security guard.
آن آدم ناشناس وقتی نگهبان از او اسمش را پرسید، نامی اعلام نکرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «incognito» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/incognito