آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ تیر ۱۴۰۵

      Incognito

      ˌɪnkɑːɡˈniːtoʊ ˌɪnkɒɡˈniːtəʊ

      شکل جمع:

      incognitos

      معنی incognito | جمله با incognito

      adverb B2

      به‌طور ناشناس، به‌طور گمنام، به‌صورت ناشناخته

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      Shah Abbas went to the Jewish district incognito.

      شاه‌عباس به‌طور ناشناس به محله‌ی یهودیان رفت.

      the skull that had remained incognito for decades.

      جمجمه‌ای که چندین دهه ناشناخته مانده بود.

      adjective B2

      ناشناس، گمنام، مجهول‌الهویه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      She logged into the website with an incognito account.

      او با یک حساب ناشناس وارد وب‌سایت شد.

      The witness remained incognito during the trial.

      شاهد در طول محاکمه گمنام ماند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The donation came from an incognito benefactor.

      کمک مالی از خیر ناشناسی انجام شد.

      noun countable B2

      آدم ناشناس، فرد گمنام، آدم شناخته‌نشده

      Detectives believed the incognito had taken the photograph.

      کارآگاهان معتقد بودند که آن آدم ناشناس عکس را گرفته است.

      A mysterious incognito updated the tip line with new information.

      فرد گمنام مرموزی اطلاعات جدیدی به سامانه‌ی گزارش‌ها فرستاد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The incognito gave no name when asked by the security guard.

      آن آدم ناشناس وقتی نگهبان از او اسمش را پرسید، نامی اعلام نکرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد incognito

      1. adjective in disguise
        Synonyms:
        disguised hidden concealed masked anonymous unknown unrecognized camouflaged obscure masquerading under assumed name incog isolated bearded
        Antonyms:
        known openly seen unhidden

      ارجاع به لغت incognito

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «incognito» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/incognito

      لغات نزدیک incognito

      • - incogitant
      • - incognita
      • - incognito
      • - incognizant
      • - incoherence
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone کلیک امروز گرد سیگما جواب دودی ریز ساق سبزیجات دهانه نخجیر برنا تناور تودیع آپوستروف
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.