به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Furtive

ˈfɜrːt̬ɪv ˈfɜːtɪv
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    دزدکی، زیر جلی، پنهان، نهانی، مخفی، رمزی
    • - the furtive glances of the two lovers
    • - نگاه‌های دزدانه‌ی دو عاشق
    • - He entered the room furtively.
    • - او یواشکی وارد اتاق شد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد furtive

  1. adjective sneaky, secretive
    Synonyms: artful, calculating, cautious, circumspect, clandestine, cloaked, conspiratorial, covert, crafty, creepy, cunning, disguised, elusive, evasive, foxy, guileful, hidden, hush-hush, insidious, masked, scheming, shifty, skulking, slinking, sly, stealthy, sub-rosa, surreptitious, tricky, undercover, underhand, underhanded, under-the-table, under wraps, wily
    Antonyms: aboveboard, forthright, honest, open, truthful

ارجاع به لغت furtive

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «furtive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/furtive

لغات نزدیک furtive

پیشنهاد بهبود معانی