آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ مهر ۱۴۰۴

    Suffice

    səˈfaɪs səˈfaɪs

    معنی suffice | جمله با suffice

    adverb

    بس بودن، کفایت کردن، کافی بودن، بسنده بودن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    A hint will suffice.

    یک اشاره کافی خواهد بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد suffice

    1. verb be adequate, enough
      Synonyms:
      be sufficient satisfy meet do suit be enough fill the bill answer serve do the trick be good enough meet requirement get by make the grade avail hit the spot content hack it go over big make a hit be the ticket
      Antonyms:
      dissatisfy

    لغات هم‌خانواده suffice

    noun
    sufficiency
    adjective
    sufficient
    verb - transitive
    suffice
    adverb
    sufficiently

    سوال‌های رایج suffice

    معنی suffice به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی suffice در زبان فارسی به «کافی بودن»، «بس بودن» یا «کفایت کردن» ترجمه می‌شود.

    این واژه به معنای پاسخگو بودن یا برآورده کردن نیازها و شرایط است و نشان می‌دهد که مقدار یا کیفیت یک چیز به حدی است که هدف مورد نظر را تأمین می‌کند.

    در زبان روزمره، suffice معمولاً برای بیان کفایت یک میزان یا شرایط به کار می‌رود. برای مثال، اگر گفته شود «یک فنجان چای برای من کافی است»، منظور این است که مقدار ارائه‌شده نیاز فرد را برآورده می‌کند و نیازی به بیشتر نیست. این کاربرد ساده و مستقیم، نشان‌دهنده‌ی مفهوم اصلی واژه است که تمرکز آن روی حداقل نیازها و کفایت است.

    در زمینه علمی و فنی، suffice اهمیت ویژه‌ای دارد. برای مثال، در آزمایش‌ها یا محاسبات، گاهی لازم است میزان معینی از ماده یا داده برای رسیدن به نتیجه کافی باشد. بیان اینکه «این مقدار اطلاعات برای تحلیل کافی است» به روشنی نشان می‌دهد که بیش از این داده مورد نیاز نیست و تحلیل می‌تواند با همین میزان انجام شود.

    در ادبیات و نوشتار رسمی، suffice می‌تواند به بیان مختصر و مؤثر کفایت یک دلیل یا استدلال اشاره داشته باشد. به عبارت دیگر، وقتی نویسنده می‌گوید «این مثال کافی است»، منظور این است که تنها با ارائه همان مثال می‌توان پیام یا نتیجه مورد نظر را منتقل کرد و نیازی به توضیحات اضافی نیست.

    در محیط‌های کاری و مدیریتی، استفاده از suffice می‌تواند به تصمیم‌گیری سریع و مؤثر کمک کند. وقتی منابع یا زمان محدود است، تعیین اینکه چه چیزی «کافی» است، به بهینه‌سازی عملکرد و جلوگیری از اتلاف منابع کمک می‌کند. این کاربرد نشان می‌دهد که واژه نه تنها معنای کمی دارد، بلکه در مدیریت و برنامه‌ریزی نیز اهمیت عملی دارد.

    مفهوم suffice همیشه بر حد کفایت و برآورده کردن نیازها تأکید دارد. چه در زندگی روزمره، چه در علوم، مدیریت یا نوشتار رسمی، این واژه به ما یادآوری می‌کند که گاهی مقدار یا کیفیت معین کافی است و نیازی به بیش‌ازحد نیست، که این خود باعث کارآمدی و صرفه‌جویی می‌شود.

    ارجاع به لغت suffice

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «suffice» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/suffice

    لغات نزدیک suffice

    • - sufferer
    • - suffering
    • - suffice
    • - sufficiency
    • - sufficient
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.