گذشتهی ساده:
tentedشکل سوم:
tentedسومشخص مفرد:
tentsوجه وصفی حال:
tentingشکل جمع:
tentsچادر، خیمه
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی متوسط
During the camping trip, we slept in a spacious tent that could fit four people comfortably.
در طول سفر کمپینگ، ما در یک چادر جادار که بهراحتی چهار نفر در آن جا میشدند، خوابیدیم.
The archaeological team established a temporary tent as their base camp at the excavation site, facilitating the processing of artifacts.
تیم باستانشناسی یک چادر موقت را بهعنوان کمپ اصلی خود در محل حفاری برپا کرد و پردازش مصنوعات را تسهیل نمود.
The construction of a robust tent is crucial for survival in extreme weather conditions, requiring careful consideration of materials and design for optimal protection.
ساخت یک خیمهی محکم برای بقا در شرایط آبوهوایی شدید حیاتی است و نیاز به بررسی دقیق مواد و طراحی برای محافظت بهینه دارد.
to set up a tent
چادر زدن
an oxygen tent
چادر یا محفظهی اکسیژن
پوشاندن (با چیزی که در وسط برآمده باشد)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The geological survey revealed how the shifting tectonic plates could tent the Earth's crust, leading to mountain formation over millennia.
بررسی زمینشناسی نشان داد که چگونه صفحات تکتونیکی درحال جابهجایی میتوانند پوستهی زمین را بپوشانند و منجر به تشکیل کوهستانها در طول هزاران سال شوند.
The thick fog began to tent the entire valley, making visibility very low.
مه غلیظ شروع به پوشاندن کل دره کرد و دید را بسیار کم کرد.
چادر زدن، خیمه زدن
We decided to tent by the lake to enjoy the serene morning views.
ما تصمیم گرفتیم کنار دریاچه چادر بزنیم تا از مناظر آرام صبح لذت ببریم.
The archaeological team will tent near the excavation site to facilitate continuous research.
تیم باستانشناسی نزدیک محل کاوش چادر خواهد زد تا تحقیقات مستمر را تسهیل کند.
اقامتگاه، سکونتگاه، محل سکونت، مسکن، منزل
During the festival, many attendees prefer to stay in a tent rather than a hotel.
در طول جشنواره، بسیاری از شرکتکنندگان ترجیح میدهند در اقامتگاه بمانند تا هتل.
While contemporary urban planning increasingly favors permanent structures, the historical significance of the tent as a temporary habitation is undeniable in many cultures.
درحالیکه برنامهریزی شهری معاصر بهطور فزایندهای از سازههای دائمی حمایت میکند، اهمیت تاریخی چادر به عنوان یک سکونتگاه موقت در بسیاری از فرهنگها غیرقابل انکار است.
منزل کردن، ساکن شدن
The group plans to tent near the base camp before attempting the summit.
گروه قصد دارد قبلاز تلاش برای صعود به قله، نزدیک کمپ اصلی ساکن شود.
In many remote areas, conservationists often tent for extended periods to monitor wildlife populations and habitat health.
در بسیاری از مناطق دورافتاده، حافظان محیطزیست اغلب برای مدت طولانی منزل میکنند تا جمعیت حیاتوحش و سلامت زیستگاه را رصد کنند.
گذشتهی ساده tent در زبان انگلیسی tented است.
شکل سوم tent در زبان انگلیسی tented است.
شکل جمع tent در زبان انگلیسی tents است.
وجه وصفی حال tent در زبان انگلیسی tenting است.
سومشخص مفرد tent در زبان انگلیسی tents است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «tent» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tent