آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ شهریور ۱۴۰۲

    Naked

    ˈneɪkɪd ˈneɪkɪd

    معنی naked | جمله با naked

    adjective B2

    برهنه، عریان، عاری، لخت

    We come to the world naked and we go naked.

    برهنه به دنیا می‌آییم و برهنه می‌رویم.

    with naked feet

    با پای برهنه

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He was naked to the waist.

    او تا کمر لخت بود.

    a naked wall

    دیوار لخت

    naked aggression

    تجاوز آشکار

    adjective

    (زمین) بی‌گیاه، برهوت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    a naked plain

    دشت بی‌آب و علف

    adjective

    (شمشیر) آخته، (سلاح) از نیام کشیده، از غلاف کشیده

    a naked sword

    شمشیر آخته (یا برهنه)

    adjective

    (دیوار و غیره) خالی (از تزیینات)

    adjective

    بی‌شائبه، صاف و پوست کنده، رک و راست

    the naked truth

    حقیقت بی‌شائبه

    adjective

    (چشم) غیر مسلح، بدون کمک میکروسکوپ یا تلسکوپ

    It is not visible to the naked eye.

    با چشم غیرمسلح قابل‌ رؤیت نیست.

    He was unwilling to slay the naked soldier.

    او نمی‌خواست سرباز غیر‌مسلح را بکشد.

    adjective

    حقوق فاقد ارزش قانونی، نامعتبر، بی‌اعتبار

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

    مشاهده

    a naked contract

    قرارداد بی‌اعتبار

    adjective

    گیاه‌شناسی برهنه (بدون برگ یا جام گل یا تخمدان و غیره)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

    مشاهده

    Once again winter made the trees naked.

    زمستان دوباره درختان را عریان کرد.

    adjective

    بلا -، بی -

    naked floors

    کف اتاق‌های بی‌فرش

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد naked

    1. adjective without covering
      Synonyms:
      bare exposed uncovered nude stripped unclothed undressed open vulnerable defenseless helpless raw natural bald denuded unprotected unconcealed divested undraped leafless threadbare barren peeled bared bare-skinned without a stitch stark-naked in the raw in the buff in the altogether in birthday suit in dishabille au naturel
      Antonyms:
      clothed
    1. adjective manifest, evident
      Synonyms:
      obvious plain evident open overt patent palpable unmistakable undisguised revealed disclosed discovered blatant simple artless unadorned unvarnished matter-of-fact stark pure sheer dry unexaggerated unqualified
      Antonyms:
      hidden secret private

    ارجاع به لغت naked

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «naked» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/naked

    لغات نزدیک naked

    • - naivete
    • - naivety
    • - naked
    • - nalorphine
    • - naloxone
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.