آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ خرداد ۱۴۰۳

      Patent

      ˈpætnt ˈpeɪtnt / / ˈpæ-

      گذشته‌ی ساده:

      patented

      شکل سوم:

      patented

      سوم‌شخص مفرد:

      patents

      وجه وصفی حال:

      patenting

      شکل جمع:

      patents

      معنی patent | جمله با patent

      noun countable

      ثبت اختراع، حق امتیاز

      letters patent

      نامه‌ی ثبت اختراع

      The patent application was carefully reviewed by the patent office.

      درخواست ثبت اختراع به‌دقت توسط اداره‌ی ثبت اختراع بررسی شد.

      noun uncountable

      چرم براق، ورنی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Her purse was made of luxurious patent leather.

      کیف او از چرم براق ساخته شده بود.

      She loved the shiny look of patent leather shoes.

      او ظاهر براق کفش‌های ورنی را دوست داشت.

      verb - transitive

      ثبت کردن (اختراع و ...)، حق انحصاری گرفتن، به ثبت رساندن

      She patented the invention in her own name.

      او اختراع را به نام خودش به ثبت رساند.

      In order to prevent plagiarism, it's crucial to patent your unique ideas.

      به‌منظور جلوگیری از سرقت ادبی، ثبت کردن ایده‌های منحصربه‌فرد خود بسیار مهم است.

      adjective formal

      آشکار، واضح، محسوس

      patent stupidity

      حماقت آشکار

      a patent lie

      دروغ واضح

      adjective

      دارای حق امتیاز، امتیازی، (به‌وسیله‌ی حق امتیاز) محفوظ‌مانده، دارای حق انحصاری، انحصاری

      patent medicine

      داروی انحصاری

      patent law

      قوانین مربوط به ثبت اختراع و حقوق انحصاری

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد patent

      1. adjective unconcealed, conspicuous
        Synonyms:
        obvious clear apparent plain evident distinct open manifest palpable unmistakable straightforward downright glaring transparent flagrant indisputable unequivocal blatant prominent gross barefaced crystal clear open and shut rank clear-cut exclusive limited controlled
        Antonyms:
        hidden inconspicuous concealed
      1. noun copyright on an invention
        Synonyms:
        protection privilege license control franchise concession charter limitation

      سوال‌های رایج patent

      گذشته‌ی ساده patent چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده patent در زبان انگلیسی patented است.

      شکل سوم patent چی میشه؟

      شکل سوم patent در زبان انگلیسی patented است.

      شکل جمع patent چی میشه؟

      شکل جمع patent در زبان انگلیسی patents است.

      وجه وصفی حال patent چی میشه؟

      وجه وصفی حال patent در زبان انگلیسی patenting است.

      سوم‌شخص مفرد patent چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد patent در زبان انگلیسی patents است.

      ارجاع به لغت patent

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «patent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/patent

      لغات نزدیک patent

      • - paten
      • - patency
      • - patent
      • - patent ambiguity
      • - patent leather
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.